eitaa logo
آشتی با سیاست! به وقت جنگ!
295 دنبال‌کننده
6 عکس
2 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از نبض قلم
لزوم‌ احداث و گسترش شبکه های برون مرزی به زبان عبری و عربی! ☸در عرصه پیچیده رسانه‌ای بین‌المللی، جایی که آمریکا و رژیم صهیونیستی با بهره‌گیری از امپراتوری رسانه‌ای غرب و همچنین در مواقع لزوم اعمال شدیدترین سانسورها و خلاف گویی ها، تلاش در تحریف واقعیت‌های منطقه ای دارند، ایجاد و توسعه شبکه‌های برون‌ مرزی به زبان عبری و عربی یک ضرورت راهبردی برای جمهوری اسلامی ایران محسوب می‌شود، چرا که این مهم گامی مؤثر در جهت شکستن انحصار رسانه‌ای دشمن و ارائه روایتی مستند و قانع‌کننده از قدرت و حقانیت جبهه مقاومت به مخاطبان (خصوصا) عبری‌ زبان در سرزمین‌ های اشغالی و سراسر جهان محسوب میشود. 🛑رژیم صهیونیستی همواره با اعمال بالاترین سطح سانسور بر رسانه‌ ها، به ویژه در دوران جنگ و بحران، مانع از آگاهی افکار عمومی از حقایق می‌شود. بنابراین تولید محتوای مستند و بدون سانسور به زبان عبری راهی برای خنثی‌سازی این سانسور و روشن کردن ابعاد پنهان تحولات منطقه است. ❇️تجربه پخش مستند عبری‌زبان "موشک‌ ها بر فراز بازان" به عنوان یک کار موفق نشان داد که چگونه می‌توان روایتی نشنیده و بدون سانسور از جنگ و اصابت موشک ها را به نمایش گذاشت که در رسانه‌های غربی و صهیونیستی معمولا بازتابی ندارد. به طوری که وب‌ سایت اسرائیل نشنال‌ نیوز انتشار این مستند را جنگ تبلیغاتی علیه اسرائیل دانست! ⚠️از جهت دیگر، حملات نظامی رژیم صهیونیستی به ساختمان صدا و سیما در جنگ ۱۲ روزه نشان داد که دشمن ضربه‌پذیری خود را در برابر قدرت نرم ایران احساس کرده و در صدد حذف فیزیکی رسانه های کشور برآمده است؛ بنابراین ایجاد و تقویت شبکه‌های برون‌مرزی به زبان عربی و عبری مصداق عینی جهاد تبیین در عرصه بین‌المللی است و احداث این شبکه‌ها نقش مهمی در حفظ منافع ملی محسوب میشود. ✍محمدرضا رئیسی @nabzqalam
. 🎯 مسأله فقط ترامپ نیست؛ ذهنیت آمریکایی است 📌 آمریکا بلد نیست در جهانی زندگی کند که زیر سلطه‌اش نباشد 🔴 لیدیا پولگرین، ژورنالیست، نیویورک تایمز — مثل خیلی از آمریکایی‌های دیگر، من هم در این روز‌های تاریک میان دو احساس متضاد سرگردان بوده‌ام. گاهی به خودم می‌گویم دونالد ترامپ چهره‌ای استثنایی و بدخواه است و با رفتنش شاید راهی برای ترمیم باز شود. اما در روز‌های تیره‌تر، به روایتی بنیادی‌تر متمایل می‌شوم: اینکه ترامپ تجسم همان چیزی است که آمریکا همیشه بوده، ملتی ازخودراضی که اسطوره‌هایش دربارهٔ مشیت الهی و استثناگرایی به آن این اجازه را داده‌اند که هر کاری دلش می‌خواهد بکند. 🔴 جنگ در ایران این دوگانگی را فرو ریخته است. بی‌تردید، این جنگ حاصل بی‌پروایی خاص ترامپ است؛ او بی‌محابا خود را به دلِ منازعه‌ای می‌اندازد که پیشینیانش عاقلانه از آن پرهیز کرده بودند. اما در عین حال، این جنگ فرجام منطقیِ چندین دهه تاریخ آمریکا نیز هست: شیفتگی این کشور به جادوی فناوری برای جنگیدن از راه دور، این باورِ کور که می‌تواند با زور رخداد‌های نقاط دوردست جهان را شکل دهد، و فرسایش تدریجیِ محدودیت‌های قانون اساسی بر مقام ریاست‌جمهوری. 🔴 ترامپ در طول ریاست‌جمهوری‌اش بیماری‌ای بسیار قدیمی‌تر را عیان کرده است: باور تزلزل‌ناپذیر آمریکا به اینکه می‌تواند جهان را مطابق میل خود شکل دهد، بی‌اعتنا به خواست دیگران و با اطمینانی مطلق به اینکه راه خودش همان راه درست است. آمریکا زیستن در جهانی را که زیر سلطه‌اش نباشد بلد نیست. این کشور از همان آغاز به خودش القا کرده که آن‌قدر بزرگ است، آن‌قدر از دیگران دور افتاده و آن‌قدر برخوردار است که هرگز ناچار نخواهد شد بهای سنگینی برای کار‌هایش بپردازد. 🔴 هیچ گریزی از فاجعه‌ای که در ایران در جریان است نیست. اما در پسِ آن، این امکان وجود دارد که جایگاه خود را در جهانی به‌هم‌پیوسته بازشناسیم و به فهم روشن‌تری از خودمان برسیم. تنها راه ر‌هایی این است که یک‌بار برای همیشه از توهماتمان دست بکشیم. @tarjomaan
خدای طبس و خامنه ای زنده است.
فروپاشی رویای تجدد در ذهن انسان ایرانی؟! عموم روشنفکران، دانشگاهیان و طبقه متوسط و نیز نسل جوان و نوجوان ایرانی، نه تنها تحت تاثیر غرب، تجدد و هر آنچه برآمده از آن است، قرار دارند، بلکه مقهور و تحت سیطره چنین نگرشی، نگرشی تحقیر آمیز به خود اعم از خود(هویت) ایرانی و اسلامی دارند. چنین نگرشی، روح حاکم بر این اقشار از جامعه ایرانی است و تحت تاثیر چنین نگرشی، روایتی اخلاقی از غرب و اندیشه تجدد را برساخته و از طریق شبکه‌های اجتماعی و خاصه از طریق نظام دانشگاهی و فرآورده‌های رسانه‌ای به جامعه ایرانی تزریق می‌کند. در این نگرش اخلاقی _که البته برساخته خود اروپایی و آمریکایی‌ها از خود است که در نظام‌های دانشگاهی‌شان تئوریک و از طریق رسانه‌هایشان تزریق می‌شود_ لیبرال‌دموکراسی که در اروپای غربی و آمریکای شمالی حاکم است، بهترین صورت مثالی نظام سیاسی و اندیشه‌ای در عالم و در تاریخ است و لذا باید چهار نعل به سوی آن رفت و از هرآنچه برآمده از تاریخ و اندیشه و تحولات درونی ایران است، مانند نظام جمهوری اسلامی و نظام اندیشه‌ای پشتیبان آن باید احتراز کرد و این را به هزار زبان در دانشگاه‌ها و رسانه‌ها و جامعه تکرار می‌کنند. آنها که اهل مطالعه تاریخ و تاریخ اندیشه هستند، می‌دانند که اندیشه مدرن، در شرایط پس از دو جنگ جهانی و قتل عام بیش از ۶۰میلیون نفر در آنها به دست اندیشه، انسان و تکنولوژی اروپایی و آمریکایی، دچار بحرانی عمیق از حیث مشروعیت شد، اما روشنفکر و دانشگاهی ایرانی از چنان حادثه‌ای هیچ درسی نیاموخت و همچنان، تنها راه رهایی را در الحاق به عالم اروپایی آمریکایی می‌بینند و مدینه فاضله خود را همچنان در صورتبندی قرن هجده و نوزدهمی آن می‌بیند و از آنجا که کمتر با صورت خشونت‌بار آن مواجهه مستقیم داشت، همچنان مقهور آن است و به تجربه ۲۰ساله در دانشگاه‌های مختلف کشور دریافتم که عموم این مقهورین، نه تنها انتقادی به آن جهان‌ اندیشه‌ای ندارند، بلکه هیچ نگاه انتقادی را بر نمی‌تابند! امروز و در سایه جنگ تحمیلی سوم، انسان ایرانی بیش از هر زمان دیگری با این صورت خشن و متوحشانه از اندیشه و عالم تجدد روبروست که نه برای جان انسان ایرانی ارزشی قائل‌اند و نه برای زیرساخت‌های مدنی مانند بیمارستان و مدرسه و دانشگاه، همان‌گونه که پیشتر در ویتنام و عراق و افغانستان و لیبی و سوریه و غزه و غیره قائل‌ نبودند و نه حتی برای افکار عمومی. حال که این سویه خشن تکنولوژی‌های مدرن بر سر انسان ایرانی از طرف لیبرال_دموکرات‌ترین نظام سیاسی عالم، آوار می‌شود، و نهاد علم و شاخص‌ترین آنها در ایران یعنی دانشگاه شریف بر سر اساتید و دانشجویان ایرانی ویران می‌شود، آیا مانند آنچه در اروپای پس از جنگ جهانی دوم در اروپا رخ داد، روشنفکر ایرانی و طبقه متوسط را از این خواب عمیق بیدار می‌کند تا در آن برساخت اخلاقی که از اندیشه متجدد و لیبرال دموکراسی به عنوان مدینه فاضله عالم هستی داشت، تجدید نظر کند؟ یا در فردای پس از جنگ، مجددا، با خرد کردن همه کاسه کوزه‌ها بر سر جمهوری اسلامی و مقصر قلمداد کردن آن، رویافروشی مجدد از دموکراسی و توسعه و زیبایی‌شناسی مدرنیته را به انسان ایرانی قالب می‌کند؟ یا اینکه مجددا صورتهای مبتذل توسعه، مانند آنچه در امارات رخ داد_و اکنون شاهد فروپاشی چنین رویا و رویا فروشی هستیم_ را به خورد انسان ایرانی می‌دهد؟ اگر این جنگ یک نتیجه داشته باشد و در فردای پساجنگ، آن گروه‌هایی که در آغاز نوشتار نام بردم را به تجدیدنظر در نگرش‌شان نسبت به تجدد و مدینه فاضله لیبرال دموکراسی_که امروز وحشی‌های خونخوار و خودشیفته‌ای مانند ترامپ، به صراحت، هر آنچه را که پیشینیان در لفافه می‌گفتند را در علن می‌گوید و می‌کند_ وادار کند، به هزینه آن می‌ارزد؛ چرا که باور دارم از دلایل مهم آشفتگی فکری، انحرافات اندیشه‌ای و اعوجاجات هویتی نسل جوان و خاصه دانشگاهی و نیز از دلایل مهم عقب‌ماندگی در بسیاری از حوزه‌ها همین نگرش است. دقیقا همین نگرش است که ترس از آمریکا را در بطن جامعه ایران نهادینه می‌کند و مدام انسان ایرانی را تحقیر می‌کند. انسانی که امروز با گذشت حدود ۴۰روز از جنگ، با اتکاء به دانش بومی جوانان همین کشور، با احاطه بر پیچیده‌ترین دانش جهان یعنی دانش در صدها حوزه مرتبط با صنایع نظامی، قدرت تکنولوژی، سیاسی و نظامی آمریکای ابرقدرت را به چالش کشیده و او را به‌جایی رسانده که رئیس جمهور وحشی‌اش، علنا فحاشی می‌کند و یا زدن پل و دانشگاه و بیمارستان را دستاورد خود در جنگ معرفی می‌کند. اگر یک نفر و تنها یک نفر در ۱۰۰سال اخیر به توانایی انسان ایرانی برای ساخت ایرانی مستقل و توانمند با اتکاء بر دانش بومی ایمان داشت و جامعه را به آن سو هدایت می‌کرد، شخص امام شهیدمان بود که یک‌تنه در برابر این تحقیر کننده‌گان انسان ایرانی ایستاد. عبدالله بیننده https://eitaa.com/binandeh68
آرش رئیس‌نژاد امروز، آمریکا و اسرائیل دانشگاه صنعتی شریف را بمباران کردند؛ دانشگاهی که در سال ۱۳۴۴ (۱۹۶۶) با نام «دانشگاه صنعتی آریامهر» بنیان گذاشته شد و پس از انقلاب ۱۳۵۷ به «شریف» تغییر نام داد. دانشگاهی که بر الگویی مشابه MIT ساخته شد و تا به امروز به‌عنوان مهم‌ترین نهاد مهندسی ایران شناخته می‌شود. برای دهه‌ها، شریف کانون تعالی علمی بوده و نسلی از درخشان‌ترین ذهن‌های ایران را پرورش داده؛ از جمله چهره‌هایی مانند مریم میرزاخانی که نبوغش ریاضیات مدرن را دگرگون کرد. من نیز بین سال‌های ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۵ (۲۰۰۲–۲۰۰۶) دانشجوی مهندسی شیمی در همین دانشگاه بودم. جوان بودیم و ‌در «جکوز» می‌نشستیم و کلاس‌هایمان در «اِبنِسْ (مخفف ابن‌سینا)» برگزار می‌شد. شریف برای ما فقط یک دانشگاه نبود؛ انبوهی بود از خاطرات، دوستی‌ها و رؤیاها. دانشگاهی که هیچگاه سایت نظامی نبود و در عوض، فخر ایران و گل سر سبد دانشگاه‌هایش بود. جایی برای ایده‌ها، معادلات و آرزوها. با این حال، بمباران آن از الگویی پیروی می‌کند که از روز دوم این جنگ درباره‌اش هشدار داده بودم: «اکنون که تغییر رژیم فوری محقق نشده، استراتژی اسراییل-آمریکا وارد فاز بعدی خود شده است: تولید تدریجی یک دولت درمانده (Failed State) @Iran_Simorq
🔻*ملاحظات راهبردی این دوره * ‌✍ مهدی خراتیان ۱. مذاکره و دیپلماسی برای تثبیت دستاوردهای میدانی و به پشتوانه میدان است، لذا دست نیروهای مسلح از روی ماشه نباید برداشته شود. ۲. دشمن در بازه زمانی کاهش فشار عملیات نظامی به‌ شدت در حوزه جمع‌آوری اطلاعات فعال خواهد شد، لذا پروتکل‌های حفاظتی مقامات برجسته کشور حفظ و حتی تقویت شود. ۳. تنگه هرمز باید طبق قواعد و تعاریف ایران «گشوده» شود و در هماهنگی با کشور عمان برای هر روز سهمیه مشخصی تعریف و برای آنروز اعلام شود و نظام اخذ عوارض از همان روز اول بازگشایی فعال شود. ۴. دشمن به شدت دغل‌کار و نیرنگ‌باز است و نباید از هیچ حرکت خطا و خدعه وی به سادگی گذشت. ایالات متحده یا اسراییل ممکن است بخواهند با عملیات‌های نظامی و اطلاعاتی محدود و زیر حد آستانه جنگ، برتری خود را دیکته کنند، لذا باید برای پاسخ به این اقدامات بانک اهداف و اقدامات مناسبی تهیه شود. ۵. باید حضور مردم در خیابان‌ها با قدرت بیشتری ادامه یابد. ۶. اگر بندهایی که ایران مبنای مذاکرات اعلام کرده، در نهایت تثبیت شود، قطعا یک پیروزی تاریخی برای ملت ایران خواهد بود. روایت دستاوردهای نظامی و دیپلماتیک ایران در این جنگ تاریخ ساز باید در جهت تقویت دست مذاکره کنندگان و بالابردن روحیه نظامیان و مردم باشد. ۷. پیشنهاد این است که وساطت مذاکرات با یکی از قدرت‌های بزرگ باشد. ایران از واسطه کردن قدرت‌های منطقه‌ای و کشورهای کوچک تا کنون سودی نبرده است. ۸. ما تنها نیمی از راه را رفته‌ایم و مسیری بسیار پیچیده و سخت هم‌چنان در پیش روست. *پ.ن:* فراموش نکنیم ما با وحوش آدم خوار، کودک کش، فریبکار، قاتل رهبرمان و بهترین فرزندان امت اسلام و ملت ایران مواجه هستیم لذا دست مان لحظه ای نباید از روی ماشه برداشته شود و عرصه از مردم خالی گردد. 📖 *جامعه شناسی مردم * ✅ @Popular_Sociology
آرش رئیس‌نژاد من همچنان بر این باورم که ریشه تصمیم برای آتش‌بس کنونی در شکست یک عملیات بسیار جاه‌طلبانه‌تر نهفته است. ماموریت واقعی صرفا نجات یک خلبان نبود؛ موضوع اصلی، اورانیوم بود. تحت پوشش یک عملیات نجات در دهدشت در جنوب‌غربی ایران، ایالات متحده به‌نظر می‌رسد تلاش کرده یک عملیات هلی‌برن عمیق به سمت جنوب اصفهان انجام دهد آن هم در فاصله حدود ۳۷۳ کیلومتری (بیش از ۳ روز و ۱۶ ساعت پیاده‌روی، همان‌طور که در تصویر گوگل مپ نشان داده شده است). گفته می‌شود ژنرال‌های ارشد پیش‌تر هشدار داده بودند که چنین عملیاتی غیرممکن است. این هشدارها نادیده گرفته شد و در برخی موارد، آن‌ها کنار گذاشته شدند. عملیات انجام شد. و شکست خورد. پس از آن، روایت به‌سرعت تغییر کرد: یک عملیات شکست‌خورده به‌عنوان نجات موفق خلبان بازتعریف شد. در اینجاست که آتش‌بس معنا پیدا می‌کند. وقتی دستیابی به هدف در میدان ممکن نشد، واشینگتن به سوی مذاکره چرخید، در حالی که همزمان لحن خود را تشدید کرد. تهدیدهای ترامپ مانند «بازگرداندن ایران به عصر حجر» یا «پایان تمدن ایرانی» صرفاً ابزار فشار نبود؛ بلکه بازتابی از ناکامی و تلاشی برای بازیابی اهرم فشار پس از شکست نیز بود. در این معنا، آتش‌بس پیامد سیاسی یک عملیات شکست‌خورده است که بر اورانیوم در جنوب اصفهان متمرکز بود. @Iran_Simorq
۵ کار ضروری در شرایط آتش‌بس دو هفته‌ای: ۱. خارج کردن تجهیزات نظامی از شهرهای موشکی و استقرار آنها در مناطق عملیاتی بر اساس طرح پراکندگی و نشان دادن عملی دست به ماشه بودن از جانب نیروهای مسلح. ۲. تخلیه هرچه بیشتر کالاها از بنادر و تامین کالاهای مورد نیاز بازار خاصه کالاهای اساسی از جانب دولت و ایجاد اطمینان برای مردم که مشکلی در تامین بازار وجود ندارد. ۳. تصویب کردن طرح مربوط به تنگه هرمز در دو سه روز آینده در مجلس و پر کردن دست مذاکره‌کننده‌گان برای حضر در مذاکرات. ۴. تشییع باشکوه امام شهید امت و تقویت حضور میدانی مردم با تشییع در شهرهای مختلف تهران، قم، اصفهان، مشهد و غیره. ۵. اصرار جدی بر آتش‌بس در لبنان و حمایت جدی از حزب‌الله حتی به قیمت به هم خوردن آتش‌بس. عبدالله بیننده https://eitaa.com/binandeh68
نیویورک تایمز: ترامپ در تله‌ همیشگی سیاست خارجی آمریکا گرفتار شده. او نه می‌تواند از جنگ خارج شود و نه می‌تواند به پیروزی دست پیدا کند ترامپ از یک سو می‌خواست هزینه‌های آمریکا در خارج را کاهش دهد، اما از سوی دیگر با ورود به جنگ ایران، هزینه‌ای ۲۸ میلیارد دلاری و بحرانی جهانی در تنگه هرمز ایجاد کرد. تله‌ی اصلی اینجاست که آمریکا نه می‌تواند به طور کامل خارج شود و نه می‌تواند با پیروزی قاطع به خانه برگردد. ایران به یک «زخم باز» برای دولت ترامپ تبدیل شده که هر روز از اعتبار و ثبات اقتصادی آمریکا می‌کاهد. پکن و مسکو بزرگترین برندگان این «تله» هستند، چرا که شاهد فرسایش منابع و توجه استراتژیک واشنگتن در خاورمیانه هستند؛ موضوعی که بازدارندگی آمریکا در قبال تایوان و اوکراین را به شدت تضعیف کرده است. این «تله‌ی آشنا» نشان‌دهنده شکست ایده‌ی استفاده از قدرت نظامی برتر برای ضربه زدن به دشمن است و ثابت می‌کند که در دنیای پیچیده‌ی امروز، قدرت نظامی به تنهایی نمی‌تواند جایگزین یک استراتژی کلان و واقع‌بینانه شود. @fararu
📝درباره چای خیابانی... 🔸چای است که مادر همه موکب هاست، معنادار ترین و اجتماعی ترین نوشیدنی است حداقل برای ما ساکنان این سمت زمین؛ بنظرم اگر مواکب را از اربعین تا همین خیابان های این شب های خودمان تبارشناسی کنیم، نهایتا به پدیده معظم"چای" می رسیم. 🔸چای برای ما ساکنان حوالی بین النهرین تا حاشیه سند و آمودریا ساده ترین پذیرایی بشری بعد از آب است که با هر توان مالی می توانیم به بقیه هدیه کنیم و با واسطه یک فنجان، عامل بذل محبت باشیم و محبت را از ساحت فردی به عرصه اجتماعی و فرهنگی منتقل کنیم.چای در این نگاه معناساز است،اجتماعی است. 🔹اصلا آغاز مواکب اربعین تا قبل از این شکوه فعلی هم با چای بوده است.مجاورانِ مسیر کربلا(چه از مشایه بوده باشد و چه آن مسیر نخلستان، و چه آنان که امکان و بضاعت موکب داری از زائران نداشته اند) ابتدا با چای و خرما از زائران پذیرایی می کرده اند و گسترش بعدی مواکب، ریشه در بذل همین نوشیدنی ساده دارد و به نوعی بسط بذل چای است. 🔸قهوه و چیزهای دیگر مثل آب هم البته در شروع ماجرای اربعین بوده است. اما بنظرم چای دو ویژگی مهم دارد که اهمیتش را از بقیه بیشتر می کند: اولش این است که از قهوه و خرما ارزان‌تر در می آید و حتی نوع و جنس چای نمی تواند نمایانگر طبقه اجتماعی باشد و از سویی در دسترس همه طبقات اجتماعی هم هست پس نوشیدنی بی طبقه ای است و اینجا رقبایش را پشت سر می گذارد. *🔹و دومین مسئله، مسئله زحمت و ارزش افزوده تهیه چای و کاری که برای تهیه‌ آن می شود است،شاید آب برای پذیرایی ارزان‌تر از چای باشد و هم در دسترس تر؛ اما اینجا هم چای یک برتری و ویژگی بسیار مهم دارد و آن ارزش کار و زحمتی است که برای تهیه چای کشیده شده است و برای این ارزش کار و ارزش افزوده تبدیل آب به چای، هیچ هزینه ای دریافت نمی شود و رایگان یا صلواتی عرضه می شود. 🔹اینجاست که ماجرا انسانی و اجتماعی می شود، برای زحمت کشیده هیچ نرخی تعیین نمی شود و اعطاء می شود و این مهم است و در بالاترین سطوح کنش در اراده مندی و خودآگاهی است،انگار انتخاب می شود که رویش زحمتی کشیده شود و ارزشمند که شد، زحمات حساب‌ نشود و رایگان عرضه شود. 🔸 در ماجرای سقاخانه های شهری هم البته خود«آب»نیز واجد این ویژگی اجتماعی بودن هست و آنجا نیز اساسا زحمت کشیده می شود تا در حساب های این دنیایی و عقلانیت ابزاری اش نیاید، خود پدیده سقاخانه هم نمایانگر نوعی از جهان اعتقادی است از پیوند عمیق مرگ و زندگی تا باقیات صالحات شدن عمل پس از مرگ و پیامدهای اجتماعی آن مانند سنت وقف که سقاخانه یکی از اشکال آن است. اینجا هم البته ماجرا به شکلی دیگر جذاب است. 🔹اما چای انگار برعکس آب که نوشیدنی فردی تری است، نوعی از آیین را نیز همواره با خودش به همراه دارد، هرجا چای هست آیین و اجتماع و صلح و همزیستی هم هست. برای نوشیدن چای حتی نیاز به تشنگی و تغییرات فیزیولوژیک نیست، کافی است به جمع انسانی، کسی اضافه شود* 🔹 ما شب های اول جنگ خودمان که به خیابان می رفتیم آنچه به خیابان روح می داد همین ایستگاههای چای صلواتی بود که ابتدا هم مغازه ها و مساجد و حتی برخی خانواده ها مقابل خانه خود به مردم می دادن. 🔹اینکه آدمها در دل جنگی که قبل از شروعش برخی توصیه به جمع آوری پَک نجات و جمع آوری ساقه طلایی و آب معدنی و کنسرو و... میکردند، یکباره خیابان را تبدیل به عرصه بذل محبت جمعی کردند که ساکنان آن کوچکترین داشته های خود را با بساط کردن کردن چای به بقیه همونوعان و هم سرنوشت های خود هدیه کنند،این نقطه محل و مبدا شروع شکلی از زیستن و نوعی دیگر از جهان معنایی و اجتماعی حول محور محبت و هم سرنوشتی است تا پایان های فردی و اتمیزه شده . @mardomshenasi_iran
*پنج خدمت بزرگ آمریکا به ایران* محمود فتحی از چهره های اخوانی مصری اگرچه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران باعث تضعیف تصویر آمریکا و نشان دادن ناتوانی آن در مقابله با پیامدهای جنگ شد، و ترامپ به فردی متناقض تبدیل گردید که در یک روز حرف‌هایی مخالف هم می‌زد، آمریکا در عین حال پنج خدمت بزرگ به نظام جمهوری اسلامی ایران ارائه کرد که بدون آن‌ها، ایران قادر به دستیابی به چنین نتایجی نمی‌بود: اول: تقویت پشتوانه داخلی مردم ایران برای حمایت از نظام. پیش از جنگ، بخش زیادی از مردم علیه حکومت تظاهرات می‌کردند، اما این جنگ باعث شد تا مردم ایران، حتی کسانی که معترض بودند، به طور ناخواسته به نظام نزدیک شوند. همچنین، این جنگ اختلافات داخلی میان جناح‌های مختلف سیاسی (اصلاح‌طلبان و محافظه‌کاران) را کاهش داد و باعث اتحاد بیشتر در داخل حکومت شد. دوم: جنگ موجب تسهیل روند انتقال قدرت در ایران شد. یکی از بزرگ‌ترین معضلات نظام جمهوری اسلامی، موضوع جانشینی آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رهبر عالی کشور بود. با مرگ آیت‌الله خامنه‌ای، انتقال قدرت به پسرش، مجتبی خامنه‌ای، بدون هیچ گونه مشکل یا چالش جدی انجام شد. در حالی که آمریکا برای تغییر طالبان در افغانستان ۲۰ سال زمان نیاز داشت، در ایران این تغییر در عرض ۳ روز به طور موفقیت‌آمیز انجام شد. سوم: جنگ باعث بهبود جایگاه ایران در دنیای عرب شد. پیش از جنگ، ایران به دلیل حمایت از رژیم بشار اسد در سوریه، محبوبیت زیادی در میان کشورهای عربی نداشت. اما پس از شروع جنگ، ایران به دلیل مقابله با آمریکا و اسرائیل و همچنین اصلاح سیاست‌ها و گفتمانش نسبت به کشورهای عربی، محبوبیت خود را در این منطقه افزایش داد. چهارم: مشکلات اقتصادی ایران در مقابل مردم کاهش یافت. مردم بیشتر به مسائل امنیتی و تهدیدات جنگی توجه کردند و در نتیجه، نگرانی‌ها از مشکلات اقتصادی کمتر شد. علاوه بر این، اگر مذاکرات موفقیت‌آمیز می‌شد، رفع تحریم‌ها و آزادسازی پول‌های مسدود شده در آمریکا و اروپا امکان‌پذیر می‌شد. پنجم: تهدیدات ایران برای بستن تنگه هرمز و حمله به اسرائیل با موشک‌ها، در نهایت ثابت کرد که ایران قادر به انجام این تهدیدات است. جنگ نشان داد که ایران نه تنها قادر به تهدیدات نظامی خود است، بلکه تاثیرات اقتصادی این تهدیدات می‌تواند بر اسرائیل و حتی بر اقتصاد جهانی تأثیر زیادی بگذارد. نتیجه‌گیری: گرچه ایران پس از حملات سنگین آمریکا و اسرائیل به پایگاه‌ها و تأسیسات انرژی خود آسیب دید، اما قبل از جنگ ایران به دنبال نفوذ و سلطه منطقه‌ای بود. پس از جنگ، ایران به یک قدرت منطقه‌ای کاملاً تثبیت‌شده تبدیل شد. در این وضعیت، آمریکا نه تنها نتوانست از کشورهای عربی که ادعا می‌کرد از آن‌ها محافظت می‌کند، حمایت کند، بلکه موجب تقویت موقعیت ایران در منطقه شد. حالا چه مذاکرات به نتیجه برسد و چه جنگ ادامه یابد، همه کشورهای منطقه باید با ایران طبق واقعیت جدید و قدرت فزاینده آن تعامل کنند. سوالی که باقی می‌ماند: چه زمانی امت اسلامی یک پروژه مشترک و مستقل از آمریکا و اسرائیل خواهد داشت که نه تنها از وابستگی‌ها و خیانت‌ها به دور باشد، بلکه قادر به وحدت امت و جلوگیری از درگیری‌ها و تجاوزات بین کشورهای اسلامی باشد؟ https://x.com/MMFathy01/status/2045832669636800677?t=gm25AfeSxQSycNgEJW-6BA&s=19 @for_attention