۵ کار ضروری در شرایط آتشبس دو هفتهای: ۱. خارج کردن تجهیزات نظامی از شهرهای موشکی و استقرار آنها در مناطق عملیاتی بر اساس طرح پراکندگی و نشان دادن عملی دست به ماشه بودن از جانب نیروهای مسلح. ۲. تخلیه هرچه بیشتر کالاها از بنادر و تامین کالاهای مورد نیاز بازار خاصه کالاهای اساسی از جانب دولت و ایجاد اطمینان برای مردم که مشکلی در تامین بازار وجود ندارد. ۳. تصویب کردن طرح مربوط به تنگه هرمز در دو سه روز آینده در مجلس و پر کردن دست مذاکرهکنندهگان برای حضر در مذاکرات. ۴. تشییع باشکوه امام شهید امت و تقویت حضور میدانی مردم با تشییع در شهرهای مختلف تهران، قم، اصفهان، مشهد و غیره. ۵. اصرار جدی بر آتشبس در لبنان و حمایت جدی از حزبالله حتی به قیمت به هم خوردن آتشبس.
عبدالله بیننده
https://eitaa.com/binandeh68
نیویورک تایمز: ترامپ در تله همیشگی سیاست خارجی آمریکا گرفتار شده. او نه میتواند از جنگ خارج شود و نه میتواند به پیروزی دست پیدا کند
ترامپ از یک سو میخواست هزینههای آمریکا در خارج را کاهش دهد، اما از سوی دیگر با ورود به جنگ ایران، هزینهای ۲۸ میلیارد دلاری و بحرانی جهانی در تنگه هرمز ایجاد کرد.
تلهی اصلی اینجاست که آمریکا نه میتواند به طور کامل خارج شود و نه میتواند با پیروزی قاطع به خانه برگردد. ایران به یک «زخم باز» برای دولت ترامپ تبدیل شده که هر روز از اعتبار و ثبات اقتصادی آمریکا میکاهد.
پکن و مسکو بزرگترین برندگان این «تله» هستند، چرا که شاهد فرسایش منابع و توجه استراتژیک واشنگتن در خاورمیانه هستند؛ موضوعی که بازدارندگی آمریکا در قبال تایوان و اوکراین را به شدت تضعیف کرده است.
این «تلهی آشنا» نشاندهنده شکست ایدهی استفاده از قدرت نظامی برتر برای ضربه زدن به دشمن است و ثابت میکند که در دنیای پیچیدهی امروز، قدرت نظامی به تنهایی نمیتواند جایگزین یک استراتژی کلان و واقعبینانه شود.
@fararu
📝درباره چای خیابانی...
🔸چای است که مادر همه موکب هاست، معنادار ترین و اجتماعی ترین نوشیدنی است حداقل برای ما ساکنان این سمت زمین؛ بنظرم اگر مواکب را از اربعین تا همین خیابان های این شب های خودمان تبارشناسی کنیم، نهایتا به پدیده معظم"چای" می رسیم.
🔸چای برای ما ساکنان حوالی بین النهرین تا حاشیه سند و آمودریا ساده ترین پذیرایی بشری بعد از آب است که با هر توان مالی می توانیم به بقیه هدیه کنیم و با واسطه یک فنجان، عامل بذل محبت باشیم و محبت را از ساحت فردی به عرصه اجتماعی و فرهنگی منتقل کنیم.چای در این نگاه معناساز است،اجتماعی است.
🔹اصلا آغاز مواکب اربعین تا قبل از این شکوه فعلی هم با چای بوده است.مجاورانِ مسیر کربلا(چه از مشایه بوده باشد و چه آن مسیر نخلستان، و چه آنان که امکان و بضاعت موکب داری از زائران نداشته اند) ابتدا با چای و خرما از زائران پذیرایی می کرده اند و گسترش بعدی مواکب، ریشه در بذل همین نوشیدنی ساده دارد و به نوعی بسط بذل چای است.
🔸قهوه و چیزهای دیگر مثل آب هم البته در شروع ماجرای اربعین بوده است. اما بنظرم چای دو ویژگی مهم دارد که اهمیتش را از بقیه بیشتر می کند:
اولش این است که از قهوه و خرما ارزانتر در می آید و حتی نوع و جنس چای نمی تواند نمایانگر طبقه اجتماعی باشد و از سویی در دسترس همه طبقات اجتماعی هم هست پس نوشیدنی بی طبقه ای است و اینجا رقبایش را پشت سر می گذارد.
*🔹و دومین مسئله، مسئله زحمت و ارزش افزوده تهیه چای و کاری که برای تهیه آن می شود است،شاید آب برای پذیرایی ارزانتر از چای باشد و هم در دسترس تر؛ اما اینجا هم چای یک برتری و ویژگی بسیار مهم دارد و آن ارزش کار و زحمتی است که برای تهیه چای کشیده شده است و برای این ارزش کار و ارزش افزوده تبدیل آب به چای، هیچ هزینه ای دریافت نمی شود و رایگان یا صلواتی عرضه می شود.
🔹اینجاست که ماجرا انسانی و اجتماعی می شود، برای زحمت کشیده هیچ نرخی تعیین نمی شود و اعطاء می شود و این مهم است و در بالاترین سطوح کنش در اراده مندی و خودآگاهی است،انگار انتخاب می شود که رویش زحمتی کشیده شود و ارزشمند که شد، زحمات حساب نشود و رایگان عرضه شود.
🔸 در ماجرای سقاخانه های شهری هم البته خود«آب»نیز واجد این ویژگی اجتماعی بودن هست و آنجا نیز اساسا زحمت کشیده می شود تا در حساب های این دنیایی و عقلانیت ابزاری اش نیاید، خود پدیده سقاخانه هم نمایانگر نوعی از جهان اعتقادی است از پیوند عمیق مرگ و زندگی تا باقیات صالحات شدن عمل پس از مرگ و پیامدهای اجتماعی آن مانند سنت وقف که سقاخانه یکی از اشکال آن است. اینجا هم البته ماجرا به شکلی دیگر جذاب است.
🔹اما چای انگار برعکس آب که نوشیدنی فردی تری است، نوعی از آیین را نیز همواره با خودش به همراه دارد، هرجا چای هست آیین و اجتماع و صلح و همزیستی هم هست. برای نوشیدن چای حتی نیاز به تشنگی و تغییرات فیزیولوژیک نیست، کافی است به جمع انسانی، کسی اضافه شود*
🔹 ما شب های اول جنگ خودمان که به خیابان می رفتیم آنچه به خیابان روح می داد همین ایستگاههای چای صلواتی بود که ابتدا هم مغازه ها و مساجد و حتی برخی خانواده ها مقابل خانه خود به مردم می دادن.
🔹اینکه آدمها در دل جنگی که قبل از شروعش برخی توصیه به جمع آوری پَک نجات و جمع آوری ساقه طلایی و آب معدنی و کنسرو و... میکردند، یکباره خیابان را تبدیل به عرصه بذل محبت جمعی کردند که ساکنان آن کوچکترین داشته های خود را با بساط کردن کردن چای به بقیه همونوعان و هم سرنوشت های خود هدیه کنند،این نقطه محل و مبدا شروع شکلی از زیستن و نوعی دیگر از جهان معنایی و اجتماعی حول محور محبت و هم سرنوشتی است تا پایان های فردی و اتمیزه شده .
@mardomshenasi_iran
*پنج خدمت بزرگ آمریکا به ایران*
محمود فتحی از چهره های اخوانی مصری
اگرچه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران باعث تضعیف تصویر آمریکا و نشان دادن ناتوانی آن در مقابله با پیامدهای جنگ شد، و ترامپ به فردی متناقض تبدیل گردید که در یک روز حرفهایی مخالف هم میزد، آمریکا در عین حال پنج خدمت بزرگ به نظام جمهوری اسلامی ایران ارائه کرد که بدون آنها، ایران قادر به دستیابی به چنین نتایجی نمیبود:
اول: تقویت پشتوانه داخلی مردم ایران برای حمایت از نظام. پیش از جنگ، بخش زیادی از مردم علیه حکومت تظاهرات میکردند، اما این جنگ باعث شد تا مردم ایران، حتی کسانی که معترض بودند، به طور ناخواسته به نظام نزدیک شوند. همچنین، این جنگ اختلافات داخلی میان جناحهای مختلف سیاسی (اصلاحطلبان و محافظهکاران) را کاهش داد و باعث اتحاد بیشتر در داخل حکومت شد.
دوم: جنگ موجب تسهیل روند انتقال قدرت در ایران شد. یکی از بزرگترین معضلات نظام جمهوری اسلامی، موضوع جانشینی آیتالله خامنهای به عنوان رهبر عالی کشور بود. با مرگ آیتالله خامنهای، انتقال قدرت به پسرش، مجتبی خامنهای، بدون هیچ گونه مشکل یا چالش جدی انجام شد. در حالی که آمریکا برای تغییر طالبان در افغانستان ۲۰ سال زمان نیاز داشت، در ایران این تغییر در عرض ۳ روز به طور موفقیتآمیز انجام شد.
سوم: جنگ باعث بهبود جایگاه ایران در دنیای عرب شد. پیش از جنگ، ایران به دلیل حمایت از رژیم بشار اسد در سوریه، محبوبیت زیادی در میان کشورهای عربی نداشت. اما پس از شروع جنگ، ایران به دلیل مقابله با آمریکا و اسرائیل و همچنین اصلاح سیاستها و گفتمانش نسبت به کشورهای عربی، محبوبیت خود را در این منطقه افزایش داد.
چهارم: مشکلات اقتصادی ایران در مقابل مردم کاهش یافت. مردم بیشتر به مسائل امنیتی و تهدیدات جنگی توجه کردند و در نتیجه، نگرانیها از مشکلات اقتصادی کمتر شد. علاوه بر این، اگر مذاکرات موفقیتآمیز میشد، رفع تحریمها و آزادسازی پولهای مسدود شده در آمریکا و اروپا امکانپذیر میشد.
پنجم: تهدیدات ایران برای بستن تنگه هرمز و حمله به اسرائیل با موشکها، در نهایت ثابت کرد که ایران قادر به انجام این تهدیدات است. جنگ نشان داد که ایران نه تنها قادر به تهدیدات نظامی خود است، بلکه تاثیرات اقتصادی این تهدیدات میتواند بر اسرائیل و حتی بر اقتصاد جهانی تأثیر زیادی بگذارد.
نتیجهگیری: گرچه ایران پس از حملات سنگین آمریکا و اسرائیل به پایگاهها و تأسیسات انرژی خود آسیب دید، اما قبل از جنگ ایران به دنبال نفوذ و سلطه منطقهای بود. پس از جنگ، ایران به یک قدرت منطقهای کاملاً تثبیتشده تبدیل شد. در این وضعیت، آمریکا نه تنها نتوانست از کشورهای عربی که ادعا میکرد از آنها محافظت میکند، حمایت کند، بلکه موجب تقویت موقعیت ایران در منطقه شد. حالا چه مذاکرات به نتیجه برسد و چه جنگ ادامه یابد، همه کشورهای منطقه باید با ایران طبق واقعیت جدید و قدرت فزاینده آن تعامل کنند.
سوالی که باقی میماند: چه زمانی امت اسلامی یک پروژه مشترک و مستقل از آمریکا و اسرائیل خواهد داشت که نه تنها از وابستگیها و خیانتها به دور باشد، بلکه قادر به وحدت امت و جلوگیری از درگیریها و تجاوزات بین کشورهای اسلامی باشد؟
https://x.com/MMFathy01/status/2045832669636800677?t=gm25AfeSxQSycNgEJW-6BA&s=19
@for_attention