جنگ آغاز شد!
آنچه اکنون در میدان جنگ واضح است چند نکته است؛ اولا اسرائیل و امریکا در روز نخست با تصور اینکه با زدن رهبری و رئیس جمهور و شورای عالی امنیت ملی_یعنی مهمترین ارکان راس هرم قدرت در جمهوری اسلامی_ و نیز فرماندهان نیروهای مسلح زمینه را برای آشوب داخلی و احتمالا ورود زمینی فراهم میکنند، وارد جنگ شدند. ترور امام خامنهای و ترور ناموفق سایر مقامات و نیز پاسخ بسیار سریع و فراتر از انتطار نیروهای مسلح ایران، اما تصور آنها را بهم ریخت.
رهبری تبدیل به قهرمانی ملی شد که میلیونها سوگوار او را به میدان آورد و تمام خیابانها در تمام شهرها قرق شدند و معادله اجتماعی کاملا برعکس تصور متجاوزان شد! گویا او امروز در خیابانها، مدیریت جامعه را هدایت میکند! این از منظر جامعهشناسی سیاسی بسیار حائز اهمیت است؛ نیروهای ایدئولوژیک جمهوری اسلامی، با چنگ و دندان و سیطره بر خیابان، رکن دیگر امنیت ملی یعنی امنیت اجتماعی و شهری را تامین میکنند!https://eitaa.com/binandeh68
https://eitaa.com/binandeh68
به تدریج بیشتر خواهم نوشت....
عبدالله بیننده
ارکان استراتژی امنیت ملی ایران
پس از تجربه جنگ ۸ساله و نیز تحولات منطقهای خاصه دو جنگ افغانستان و عراق و محاصره ایران توسط امریکا و قرار گرفتن ایران در حصار پایگاههای آمریکا در تمام کشورهای همسایه و نیز جنگهای متعدد گروههای مقاومت فلسطینی و لبنانی با اسرائیل و نیز تهدید مکرر مقامات آمریکا علیه ایران که:"تمام گزینهها روی میز است" و تهدیات مکرر نظامی، در برابر نیز استراتژی امنیت ملی ایران بر دو پایه استوار شد:۱. امنیت درونزا؛ به این معنا که نیروهای مسلح ایران در حرکتی گسترده و خلاقانه، بدون اتکاء به قدرتهای منطقهای و جهانی، راهی تازه با تولید و تامین تجهیزات جنگی در پیش گرفت که البته در شرایط تحریم چند صد برابر دشوار بود. نتیجه این رکن، از بین اولویتهای متعدد، تمرکز ایران بر تولید موشک، ابتدا کوتاهبرد و سپس بلند برد شد که امکان مقابله با تهدیدات دشمن را فراهم میکرد. از دههای بعد، پهپاد_پرنده هدایتپذیر از راه دور_ نیز به راهبرد موشکی افزوده شد. از آنجا که در عرصه پدافند و جنگنده، جمهوری اسلامی برای خود مزیت نسبی قائل نبود، اولویت خود را بر موشک و پهپاد گذاشت.
۲. ایجاد حصار امنیتی منطقهای با ایجاد یا حمایت از گروههای همپیمان؛ در چارچوب این رکن، ایران کمربند محافط امنیت خود را به بیرون از مرزهای خود انتقال داد تا در شرایط لشکرکشیهای پس از ۱۱سپتامبر آمریکا به منطقه و نیز جنگ گروههای تکفیری در سوریه و عراق، جنگ به درون مرزهای ایران کشانده نشود. تکیه و تاکید بر همین رکن دوم ایران را وارد جنگ در سوریه و عراق کرد که در نهایت هم تکفیرها بدون نزدیکی به مرزهای ایران شکست خورده و فرپاشیدند. ایران هم با وجود هزینه ها و تلفات نیروی انسانی، بیش از دو دهه در امنیت مطلق بود!
طوفانالاقصی اما یک نقطه عطف در تاریخ منطقه بود و بار دیگر مسئله فلسطین و تحولات پس از آن صورت و صورتبتدی تحولات منطقه را به کلی دگرگون کرد. فارغ از ابعاد گوناگون مسئله، اما از منظر امنیت ملی ایران، با آسیبدیدن گروههای هم پیمان ایران و خاصه پس از سقوط دولت بشار اسد در سوریه و نیز ترور سید حسن نصرالله در لبنان، تصور اسرائیل مبنی بر اینکه حصار امنیت برونمرزی ایران آسیب و ایران را دچار ضعف احساس کرد، ایده جنگ با ایران را در پیش گرفت و آمریکا را نیز با خود همراه کرد. در چنین شرایطی جنگ ۱۲روزه آغاز شد. در آن جنگ گروههای همپیمان ایران با صبر راهبردی، عموما جنگ را به نظاره نشستند و دخالت نکردن و البته این خواسته ایران بود! این سبر راهبردی ۹ماه بعد و حضور قدرتمندانه در جنگ اخیر، آثار خود را نشان داد.
به هرحال از منظر استراتژی امنیت ملی، در جنگی که اکنون در آن قرار داریم، ایران همزمان هر دو رکن خود را به خدمت گرفته و در چندین جبهه همزمان میجنگد.
https://eitaa.com/binandeh68
به تدریج بیشتر خواهم نوشت....
عبدالله بیننده
اصل اساسی برای این روزهای جنگ؛ نه باید ترسید و نه باید ترساند...وقت جنگ، هنگامه حماسه است و نه سوگ، ترس حماسه را به عزا بدل میکند. اینکه عدهای در داخل سریع پرچم آتشبس بلند کردند از همین ترسیدن است و تلاش برای ترساندن جامعه!
جنگ جنگ وجودی است، در پس این جنگ تحمیلی یکبار دستکم برای دههها سایه جنگ و تهدید به جنگ را از سر کشور دور کرد!
عبدالله بیننده
https://eitaa.com/binandeh68
تغییرات استراتژیک؛ تصمیمات بزرگ!
اسرائیل و ایران، با ورود بیمحابا در این جنگ_اسرائیل با ترور رهبر ایران و ایران با راهانداختن جنگ منطقهای و نیز بستن تنگه هرمز و به خطر انداختن امنیت انرژی جهانی و نیز تهدید وجودی کشورهای حاشیه خلیج فارس_ بیش از هر چیز به دنبال این هستند که؛ اولا به دنبال تضمین بقاء خود و زدودن سایه جنگ از سر خود در بلند مدت هستند که در ایده 《صلح از موضع قدرت》نمودار میشود.
ثانیا به دنبال بازطراحی نظم منطقهای هستند؛ در این بازطراحی، اسرائیل میخواهد یکبار برای همیشه با نابودکردن گروههای موسوم به محور مقاومت از طریق جنگ و تقویت روابط و عادیسازی روابط خود با کشورهای حاشیه خلیج از طریق پیمان صلح ابراهیم، ابتدا بقاء و سپس هژمونی خود را بر منطقه را تضمین کند[هرچند در شرایط پس از طوفانالاقصی و وحشیگری اسراییل در غزه، تردیدهای جدی در کشورهای منطقه برای تمایل به عادی سازی وجود دارد].
ایران نیز در این تلاش برای باطراحی نظم منطقهای به دنبال این است که؛ اولا بقاء خود را تضمین کند، ثانیا بقاء گروههای تحت حمایت خود را تضمین کند و از همه مهمتر، با ورود بیمحابا به جنگ با آمریکا از طریق حمله به تمام پایگاههای آمریکا در منطقه به دنبال این است که با تضعیف پایگاه و جایگاه آمریکا [آمریکا به عنوان قدرت برتر منطقه که تعیین کننده اصلی نظم امنیتی و اقتصادی و سیاسی منطقه است] در منطقه، سایه تهدید همیشگی جنگ را از سر خود دور کند و البته این تصویر را برای کشورهای منطقه برسازد که یا امنیت برای همه و یا ناامنی برای همه.
ایران در شرایط پس از جنگ ۱۲روز، عملا تغییرات استراتژیک عمدهای در راهبرهای نظامی، دفاعی و امنیتی خود ایجاد کرد؛ اولا موضع خود را از پدافندی به آفندی تغییر داد، یعنی افزایش توان هجومی و تمایل به حمله به جای دفاع. ثانیا برخلاف پیش از آن که از جنگ مستقیم با آمریکا و اسرائیل امتناع میکرد، با این تغییر در موضع راهبردی، ابایی از جنگ مستقیم ندارد. ثالثا از راهبرد جنگ محدود _مانند آنچه در جنگ ۱۲روزه شاهد بودیم_به آمادگی برای جنگ گسترده تغییر موضع داد. در چنین معادلهای و چنین تغییر اساسی در سطوح استراتژیک است که آمادگی نیروهای مسلح ایران برای جنگ مستقیم و گستره در سطوح عملیاتی به اوج خود رسید و همین نیز معادله جنگ را تغییر داد.
معادلهای که اسرائیل و آمریکا طراحی کرده بودند این بود که با زدن رهبران و فرماندهان ایران، شاکله فرماندهی ایران فرومیپاشد و با آغاز اعتراضات گسترده اجتماعی، ورود زمینی نیز محقق میشود و نظام ساقط و کشور اشغال میشود. اما با اتفاقات روز اول و به خصوص پاسخ محکم ایران در کمتر از ۲ساعت پس از شروع جنگ و گشودن همزمان ۶جبهه(حمله به اسرائیل، حمله به پایگاههای آمریکا در ۶ یا ۷کشور منطقه و شروع جنگ منطقهای، بستن تنگه هرمز و ایجاد بحران انژی جهانی، فعال سازی گروههای منطقهای، حمله به مهمترین نقطهای که احتمال جنگ زمینی وجود داشت یعنی کردستان عراق و در کنار همه اینها تسخیر خیابانهای ایران با فریاد خونخواهی امام شهید و تغییر عظیم در معادله اجتماعی)، ایران معادله جنگ را تغییر داد....
به تدریج بیشتر خواهم نوشت....
عبدالله بیننده
https://eitaa.com/binandeh68
🔴 *حملات غیرترکیبی ارتش چه معنایی دارد؟*
🔻در روزهای نخست واکنش ایران به تجاوزگری آمریکا و رژیم صهیونیستی حملات ایران به صورت ترکیبی از پهپاد و موشک صورت میگرفت تا پدافند دشمن مهار شده و ضریب اصابتها موشکها بالا برود. حالا تنها یک هفته بعد از آغاز جنگ ارتش صرفا با موجی از حملات پهپادی حیفا و تلآویو را هدف قرار داده تا اثبات شود که پدافندهای چندلایهای آمریکا و رژیم صهیونیستی به قدری مهار شدهاند که حملات پهپادی دیگر با هدف مهار پدافند صورت نگرفته و برای برخورد کفایت میکند به همین دلیل نیز هم زمان موشک شلیک نمیشود.
🔻ایران برای یک جنگ طولانی مدت با هدف ایجاد امنیت پایدار خود کاملا آماده است.
@FarhikhteganOnline
شاعری در زمان حمله مغول به نیشابور در وصف جنایات مغولان نوشته بود: دی بر سر هر کشته دو صد شیون بود/امروز یکی نیست که بر صد گرید!
امروز اما با وجود حمله وحشیانهتر از حمله مغولان توسط این چنگیزهای اپستینی که روی چنگیزهای تاریخ را سپید کردند، دست پر قدرت فرزندان ایران در نیروهای مسلح و قدمهای استوار ملت ایران در خیابانها، چنان سیلی بر صورت این زنگیهای مست نواخت که گیج و منگ، از زدن اهداف استراتژیک نظامی، رسیدهاند به زدن کلانتری و سوله و تجهیزات کوچک نظامی! که به لحاظ منطق نظامی، نه تنها یک شکست بلکه یک افتضاح است.
با وجود این دوبال مستحکم باید سرود؛
دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود!
هرچند حیف است نام این رذلهای پست را شیر و پلنگ گذاشت!
عبدالله بیننده
https://eitaa.com/binandeh68
💠امروز بیطرف بودن عین بیخردی و بیوجدانی است
نیروهای نظامی ما با ایمان و شجاعت کامل میجنگند؛ مردم هر طور که میتوانند باید به یاری این جان برکفها بشتابند
این ابر سیاه از سر کشور برطرف خواهد شد اما سیاهی بر کسانی خواهد ماند که سمت خائنان به وطن ایستادند؛
امروز بیطرف بودن هم عین بیخردی و بیوجدانی است؛
برخلاف سر و صدای عدهای قلیل، اکثریت مردم ایران به دنبال قطع دست متجاوزاناند؛
✍عبدالکریم سروش
@Kolbe_Andishe_Farhang
از مهمترین نشانههای پویایی و سرزندهبودن یک نظام سیاسی، تابآوری و توان بازسازی در شرایط بحرانی است. زیرساخت این پویایی قانون اساسی است که برای شرایط استثناء، قاعده تعریف کرده است. اینکه جمهوری اسلامی توانسته است در بحرانیترین لحظات خود که زیر بمباران ابرقدرت نظامی جهان هیچ نقطه امنی در آن وجود ندارد، رهبر انتخاب کند تا تداوم پیدا کند، پدیدهای عجیب و استثنایی در بین نظامهای سیاسی است که در چنین بحرانهای قرار گرفته بودند.
https://eitaa.com/binandeh68
نزاع بر سر نظم منطقهای!
برخی مستشرقان و بسیاری تاریخنگاران ایرانی مانند جواد طباطبایی در شرح علل شکست ایران در جنگ چالدران در زمان صفویه که میان شاه اسماعیل صفوی و سلطان عثمان درگرفت، معتقدند که:《 عامل سرنوشتساز، مانع معرفتی فرمانروای ایرانزمین بود که با تکیه بر اندیشه خلاف زمان، کاربرد آن سلاحها را موافق آیین جوانمردی نمیدانست》.
تاریخ ایران از صفویه تا پیش از انقلاب اسلامی، تاریخ شکست در جنگها و کوچکترشدن جغرافیای ایران یا با شکست در میدان نبرد و یا با تحمیل قراردادهای استعماری بود. شکست در جنگ چالدران از خلافت عثمانی، شکست در برابر هجوم افغانها که منجر به فروپاشی سلطنت صفوی شد، شکست ایران در جنگهای ایران و روس که منجر به قراردادهای ننگین گلستان و ترکمانچای و از دست دادن انبوهی از ایالتهای شمالی شد، اشغال ایران در دو جنگ جهانی از جانب دولتهای غربی با وجود اعلام بیطرفی، سرنگونی رضاشاه توسط متفقین و اشغال ایران به عنوان پل پیروزی، همه و همه تاریخ شکست نظامهای سیاسی ایران در میدان جنگ و البته تاریخ سرافکندگی انسان ایرانی بوده است.
آنچه در خصوص شاه اسماعیل نقل شد را برخی از جناح روشنفکری همواره در تحلیل خود برای طعن و حتی تمسخر رهبران مذهبی در تاریخنویسی ایرانی ذکر میکردند تا با نفی اندیشه جریان مذهبی، راهی به تجدد با تکیه بر صورتی از ناسیونالیسم ایرانی بیابند و در برابر اندیشه فوق، بر این ایده از ماکیاولی استناد میکردند که:《از وطن باید دفاع کرد، به نام یا به ننگ》.
نکته حائز اهمیت این است، که در تاریخ ۵۰۰ساله اخیر ایران تنها در دو جنگ شکست نخورد و تجزیه یا اشغال نشد؛ یکی جنگ ۸ساله با عراق و دیگری جنگ ۱۲روزه با اسرائیل و آمریکا و البته جنگ کنونی که در میانه آن هستیم و افق نامعلوم است. در جنگ ۸ساله، نه به خاطر جوانمردانه یا ناجوانمردانه دانستن ابزارهای جنگی جدید، بلکه به خاطر شرایط آن روز کشور و عدم امکان نیل به چنان فناوریهایی، از جنگافزارهای جدید محروم بودیم. با وجود این محرومیت، ایران در آن جنگ، با تکیه بر جنگافزار جهاد و ایثار نیروهای معتقد، اجازه شکست و تجزیه یا اشغال ایران را نداد، و البته مدعیان ملیگرایایی غیر مذهبی ایران از بغض نظام سیاسی حاکم_دقیقا مانند آنچه این روزها شاهدیم_ و نیز ترس از هزینه دادن جانشان، اشغال کشور را به نظاره نشسته بودند و حتی در آثار و کردار بسیاری از آنان که اهل کتاب نوشتن و حتی تاریخنگاری بودند، اثری از جنگ وجود ندارد و گویی آنان که در خرمشهر و مهران و دهلران میجنگیدند ایرانی نبودند و یا آنجا ایران نبود!
در جنگ ۱۲روزه اما معادله جنگیدن انسان ایرانی تغییر کرد و رگههایی از آن هویدا شد؛ در این جنگ، نیروهای نظامی ایران نشان دادند با تکیه بر دانش بومی، که بیش از ۴۰سال زیر سایه تحریم و کمبود امکانات و کارشکنیهای سیاسی و تهدیدهای همیشگی و غیره، به سطحی از دانش و جنگافزار رسیدهاند که دیگر معادله معرفتیشان جوانمردی و ناجوانمردی نبود. آنها مسلح شدن به آخرین مرتبه علمی برای تولید جنگافزار را عین جوانمردی میدانستند که دستافزار آنها برای دفاع از کیان ایران و جمهوری اسلامی بود. نکته جالب و قابل تامل این است که مهمرین حامی این ایده، یک عالم دینی و مرجع تقلید و البته سیاستمدار بود که به مثابه یک استراتژیست نظامی، ذره ذره، انبوهی از داشته های استژایک نظامی را تدارک دید تا در چنین کارزاری و برای چنین روزی به کارآیند و به کار آمدند! و این مثال نقضی بزرگ و فاحش برای نفی تاریخنویسی روشنفکری در تاریخ ایران بوده و هست.
اسرائیل به دنبال تحمیلی صورتی جدید از نظم امنیتی در منطقه است که او قدرت هژمون آن باشد. پس از شکست جریان ملیگرای عرب در دو جنگ ۱۹۶۷ و ۱۹۷۳ با محوریت مصر و انعقاد قرارداد کمپدیوید در ۱۹۸۰ بین مصر و اسرائیل، گروههای کوچک مقاومت و ایران بزرگترین مانع تحقق این نظم منطقهای بودند و هستند. ایران نیز با تکیه بر قدرت موشکی و پهپادی خود و نیز تکیه بر انسجام اجتماعی جامعه خود و بهرهگیری از ظرفیتهای ژئوپلیتیکی خود مانند انسداد تنگه هرمز و تهدید امنیت اقتصادی جهانی و نیز بهرهگیری از گروههای مقاومت، به دنبال بهم ریختن آن نظم امنیتی و درانداختن طرح خود در این منطقه است؛ طرحی که در آن اسرائیل قدرت هژمون نیست، جایگاه آمریکا تضعیف شده است، هیمنه آمریکا و غول شکستناپذیری آن در اذهان ملتها و خاصه ملتهای منطقه شکست خورده و امنیت بلند مدت ایران تضمین شده باشد. تقابل این دو طرح راهبردی،نقطه اصلی نزاع هست و با مدلی از جنگ که ایران در پیش گرفته است برای تضمین امنیت و آینده خود، همه امنیت و اقتصاد کل منطقه را به گرو گرفته است و امنیت امنیت اقتصادی جهانی را تهدید میکند، این پیشبینی ناپذیری رفتار ایران معادله را شدیدا تغییر داده است.
عبدالله بیننده
https://eitaa.com/binandeh68
در این ۲دهه، بخشی از جریان روشنفکری و دانشگاهی ایرانی مدعی توسعه، رویای دوبی و دوحه و نئوم را به انسان ایرانی به عنوان کمال مطلوب میفروخت. آنها اکنون کجایند ببینند چگونه این حباب با نسیم جنگ در منطقه ترکید و ایده توسعه وابسته در نهایت، در لحظهای تاریخی، چنان فرومیپاشد که امکان جمع کردن آن وجود ندارد. استقلال و امنیت دو رکن بنیادین توسعه هستند. فقدان این دو مولفه، همه دولتهای نفتی و وابسته منطقه را آستانه فروپاشی قرار داد به نحوی که امروز در معرض بحران آب و غذا قرار دارند!
و این گونه رویاها فرو میپاشند؛ فرار سرمایه از این شبهکشورها، از نتایج قطعی این جنگ خواهد بود.
عبدالله بیننده
https://eitaa.com/binandeh68
مدافعان امر ملی
مدافعان ملت، ملیت و ایران، نه آن وطنفروش خودفروختهای است که در خیابانهای لندن و نیویورک از حمله به کشورش خوشحال است و رقص و شادی میکند از کشته شدن هموطنانش و نه آن روشنفکر دانشگاهی که ادعاهای ملیگرایانهاش از فانتزیها و انتزاعیات شرقشناسانه فراتر نمیرود، ملیگراییای که در نهایت جز به انحلال در هاضمه اندیشه لیبرال و دولتهای غربی راه به هیچ افق نویی ندارد. آنها که در معرکه جنگ، عموما سکوت کردند و گویی هزاران نفری که با گلولههای اندیشه مدرن و دولتهای لیبرال کشته میشوند ایرانی نیستند و خانههایی که ویران میشود و زیرساختهایی که دود میشوند و به آسمان میروند، داراییهای این ملت نیستند و از سر بغض جمهوری اسلامی و حبّی که به اندیشه و جهان متجدد دارند، مهر سکوت یا همراهی بر دهان زدهاند و چشم بر همه اینها بستهاند و فردای پس از جنگ نیز از مکانهای امنشان خارج شده و لگدی به جمهوری اسلامی میزنند که تو مقصر همه این ویرانهها و کشتهها هستی!
حاملان و حامیان حقیقی امر ملی مردمی هستند که با جان و دل و با چنگ و دندان خیابانهای کشور را قرق کردهاند و زیر موشک و بمب که هر لحظه امکان کشته شدن وجود دارد، چهارگوشه کشورشان محکم گرفتهاند تا مبادا به دست اجنبی اشغال یا تجزیه شود. و نیز آن ارتشی و سپاهی است که پای لانچر و موشکانداز نشسته است تا در نبرد با خصم، حافظ مرزهای این سرزمین و امنیت مردمانش باشند. و آن نیروی انتظامی و بسیجی و نیروی مردمی است که پای کار امنیت شهرها و در سرمای استخوانسوز و زیر سایه بمب و جنگنده، آواربرداری میکند و یا امنیت شهر را برقرار میکنند.
حافظان و حامیان و حاملان امر ملی و ایران اینها هستند، نه آن طبقه متوسط یا سرمایهداری که با اولین صدای انفجار یا سرگردان مرزها برای خروج از کشور شده و یا در ویلاهای روستاها و مناطق خوش آب و هوا، بمباران شهرها را به نظاره نشسته و پس از دود کردن سیگاری، نقی به نام نقد، ولی بدتر از نیشتر خنجر، به جان این حافظان امر ملی فرو میکند و داعشی بودن سپاهی و بسیجی را برای نوجوانان جاهل، تئوریزه میکند. و همینها در فردای پس از جنگ _که در طول آن عموما سکوت پیشه کردند تا مبادا در فردای پس از سقوط احتمالی جمهوری اسلامی، کسی آنها را استنطاق کند که چرا چنین گفتهاید_ طلبکارانه، هر ترهاتی که میخواهند میبافند.
به لحاظ تئوریک، بحث در ماهیت امر ملی و آنچه ملی است، از نقاط بنیادین دعوای اندیشهگران ایرانی در این بیش از ۱۵۰سال بوده و هست. این اشارات از این جهت بود تا به اجمال نشان دهم که ایران همین است که هست با همین جغرافیا و مرزها و مردمان و اقوام و مذاهب و طوایفش و نه آن ایران فانتزی و ناکجاآبادی که معلوم نیست چیست و کجاست که روشنفکری ایرانی خود را مدافع آن معرفی میکند که یکسره جز در فانتزیهای کافهای جایی در عالم واقعیت ندارد همین فانتزیگری هم سبب میشود که وقتی ایران واقعی در معرض آسیب و جنگ قرار میگیرد، دیگر خبری از دفاع از این ایران نیست. و محافظان واقعی آن به عنوان مصداق عینی امر ملی، نه آن سلبریتیها و بلاگرها و اینفلوئنسرها و روشنفکران طبقه متوسط که امر ملی را مصرف میکنند، بلکه همینها هستند که در کف خیابانها و یا در بیابانها و درهها و زیر زمینها در پای لانچرها و زیر زوزه گلوله و جنگنده و زیر صفیر مرگ، با چنگ و دندان جلوی دشمن ایستادهاند تا ایرانشان اشغال اجنبی نشود یا به دست اجنبیپرستان تجزیه نشود.
عبدالله بیننده
https://eitaa.com/binandeh68