eitaa logo
♡مَنِ‍‌ـــــــــ اُو‌♡
173 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
603 ویدیو
23 فایل
همانا که دل ها فقط با یاد خدا آرام میگیره . https://eitaa.com/hamenin89 لینک چنل مربوط به ناشناس خود کانال🦋 . https://eitaa.com/delgarmbisahel لینک چنل مربوط به ناشناس رمان مأوا☕️ . کاری داشتین در خدمتیم @Nasim_rh_88 @Negar12345n کپی❌️فور فقطط✅
مشاهده در ایتا
دانلود
"بزرگ‌تر که می‌شی کمتر می‌رنجی… چون دیگه چیزی برای از دست دادن نمونده" https://eitaa.com/bisaheldel
"بزرگ‌ترین دروغ “من خوبم”ـه، که با یه خنده‌ی الکی تحویل همه می‌دیم" https://eitaa.com/bisaheldel
"مشکل از چای نبود، از “کنارِ من نبودنِ تو” بود که همه‌چیز بی‌مزه شد" https://eitaa.com/bisaheldel
"گفتی “حواسم بهت هست” فقط نگفتی از دور، از خیلی دور..." https://eitaa.com/bisaheldel
"زمان همه‌چیز رو حل نمی‌کنه، فقط عادتت می‌ده به دردی که یک‌روزی نابودت می‌کرد" https://eitaa.com/bisaheldel
"چه رسم تلخی است، که یار از یار جدا گردد دل از دلبند خویش، بی‌صدا جدا گردد" https://eitaa.com/bisaheldel
"چه تلخ است نوشیدنِ جامِ دلگیری که هر جرعه‌اش، در گلو مانده است، انگاری" https://eitaa.com/bisaheldel
"خیمه‌ها، سوزان، ولی دل‌ها، پر از نور درسِ آزادی، نه فقط در رنج و زور.." https://eitaa.com/bisaheldel
"چه گویم از دلِ من، که شرحِ دلگیری او نمی‌گنجد به صد غزل، به صد مثنوی او" https://eitaa.com/bisaheldel
"گاهی فکر می‌کنم دنیا جای قشنگ‌تری بود اگر آدم‌ها بلد بودند قدر هم را بدانند" https://eitaa.com/bisaheldel
اعضای جدید خیلی خوش اومدید به کانال خودتون😍🎀🤍💫
چشمم به جای جای خونه بود تا دلارام بیاد ببینمش با اشاره سامان به آدم هاش یه کیفی روی میز گذاشتن سامان:اینم تکمیل کننده اون مدارک قبلی کیارش:از کجا معلوم توی این یک ماه تونسته باشی این همه مدارک جمع کنی از سعید؟ سامان:اگه اعتماد ندارید میتونیم پایان بدیم به این قرار ها من:بحث اعتماد نیس؛راست میگه سعید چطور اعتماد کرده که این همه مدرک دستت داده؟ سامان: میتونی همه مدارک و قبل رفتن چک کنی،عجله ای نیست وقت داریم حالا حالا ها‌ کیف و باز کردم و شروع کردم به مطالعه سامان:حق دارید باور نکنید،سعید آدمیِ که خیلی فرصت طلبِ؛با فرصت شراکتی که من براش فراهم کردم حاضره هر کاری برای من بکنه سند قطعی و باورتون این که یه هفته دیگه سعید قراره با تمام کسایی که توی کثافت کاری هاش دست دارن و همدستش هستن ملاقات کنه ۱۵ نفر هستن،قراره یه معامله بزرگی انجام بدن سر اون معامله برسید کار سعید تا اعدام میره کیارش:خوبه؛کجا قراره این ملاقات اتفاق بیوفته؟ سامان:زمان و آدرسش رو براتون یادداشت میکنم همین الان کاغذی برداشت و یه چیزهایی یادداشت کرد مشغول مطالعه بودم که با صدای پای کسی سرمو از برگه ها بالا آوردم