- آن دختر به طرز عجیبی جسور و محکم بود،
هر زمان که سختیهایِ زندگی بر رویِ شانهاش سنگینی میکرد؛
باز هم میخندید
و همین خندهیِ ملیحِ همیشگیاش بود
که به من جسارت ادامه دادن و قدرت مبارزه میداد...
پدر مادرت هیچوقت قرار نیست ازت راضی باشن، برو هر غلطی میخوای بکن.🤌
دلقک واقعی خودمم وقتی تصمیمی که شب میگیرم رو روز نمیتونم اجرا کنم.
مگر قرار نبود فقط زندگی کنیم...؟
پس چرا یک عمر دنبالِ نجاتدهنده گشتیم؟