من فکر میکنم آدمهایی که خیلی منتظرت میزارن در واقع تو براشون عزیز نیستی، وگرنه کی دلش میاد عزیز دلش رو غمگین رها کنه که بعدا بیاد درستش کنه؟ کی دلش میاد عزیز دلش رو تنها و چشم به راه بذاره؟ کی دلش میاد عزیز دلش رو یه گوشه بذاره تا شاید همه چی راحتتر شه، اوضاع آسونتر شه و بره ببینتش و بهش زنگ بزنه بگه دوستش داره؟ کی دلش میاد عزیز دلش رو از دل بیرون کنه؟ و هر چی بهونه است گوشه ذهنش نگه داره؟
من زخمم عمیق نیست فقط چون از سمت تو بود، بیشتر درد میکنه.
پسرا دوستت داشته باشن یه کارایی میکنن
که انگار تو یه فیلم کرهای فانتزی شخصیت اولی.
حسی که گفتم شاید با کمی قدم زدن، بگذرد؛
مرا وسط خیابان به گریه انداخت…
“ناظم حکمت”
تو فکر میکنی همه قلبشون مثه خودته و این چیزیه که دمار از روزگارت در میاره :)
الان دو تا من وجود داره یه من که جز به جزئش برات دلتنگه، و اون یکی من که کل وجودش ازت متنفره، از این منی که ساختی و تکلیفش حتی با خودش مشخص نیست متنفرم.🚶♀