حسی که گفتم شاید با کمی قدم زدن، بگذرد؛
مرا وسط خیابان به گریه انداخت…
“ناظم حکمت”
تو فکر میکنی همه قلبشون مثه خودته و این چیزیه که دمار از روزگارت در میاره :)
الان دو تا من وجود داره یه من که جز به جزئش برات دلتنگه، و اون یکی من که کل وجودش ازت متنفره، از این منی که ساختی و تکلیفش حتی با خودش مشخص نیست متنفرم.🚶♀