~•MOON[]ماه•~
~
تو زیادی رفتی تو جونم
صداهای تو سرم هم از تو حرف میزنن
البته خیلی وقته از لبخندت نمیگن
اشتباه نکن
ربطی به کمرنگ شدنت تو ذهنم نداره
تو همیشه تو ذهنه من پرنگی مثل:
مداد سیاه های طراحیم
مثل رنگ سرمه ای گواش رو پیراهن سفید...
تو روشن و درخشانی
آدم تاریکی ها نیستی ، مخصوصا تاریکی دنیای من
بودن کنار من برایت سخت است ، حتی اگر بخواهم که باشم ، نمیتوانم ، باید بروم
اگر بمانم آسیب میبینی
و این مرا روزی هزار بار میکشد
همه عوض میشن
ولی به عقیده من ، همه خودشون میشم
ادما عوض نمیشن ، فقط وجهه ای که قبلا نشون نداده بودن ، الان دنیا کاری کرده که نشون بدن
و گاهی این وجهه از ذهن ما دوره و فکر میکنیم که اون ادم دیگه شبیه چیزی که فکر میکردیم و بوده نیست
ولی اون شاید تازه خودش رو پیدا کرده
ای کاش این بهونه رو دیگه نشنوم.