تو مثل خردلی ، تو مقادیر کم عالیی ولی تو مقدار های زیاد غیر قابل تحملی
#دیالوگ
همیشه عشق ورزیدم و با تمام وجود دوستشون داشتم
اما انگار از راه غلطی بوده
ولی خب پشیمون نیستم
وقتی که ناراحت بود رو به او کرد و گفت که نمیخواهم تو را ببینم
پس او چراغ را خاموش کرد و در تاریکی تا صبح کنارش ماند...
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از اون روزی که بخاطر دغدغه هام ، درگیری های زندگی و یا سلیقه ای که تو اون سن دارم مجبور بشم از اینا فاصله بگیرم میترسم
اون روز یعنی این تنها لحظات شاد کوچیک رو از دست میدم ، میتونم چیزی در ازاش بدست میارم یا جایگزینش کنم که ارزششو داشته باشه و بتونه منو خوشحال کنه؟
روزی متوجه خواهی شد که دنیا تمام رویاها و خیالات شیرینت را از تو میگیرد تا ثابت کند که دنیا یک رویا نیست
زندگی مثل یک رویاست
درست و غلط ، عشق و تنفر
همه ی اونا با مرور زمان خاک میشن و ترک میخورن و اثری ازشون نمیمونه
هنوزم فکر میکنی تمام هستی و وجودم نبودی؟
و ازم متنفری؟
همیشه نگرانم با لطمه ای که از عشق خوردی برم ، و نتونم به آرامش برسم
هنوزم عاشقتم
کسی شدی که هیچوقت نتونم تو زندگیم فراموشش کنم
فهمیدم که
"برعکس عشق تنفر نیست ، بلکه رها کردنه"
میترسم اینطوری فکر کنی که من ولت کردم و ولم کنی
مشتاقم ، اما نمیتونم کنارت باشم
امیدوارم و صبر میکنم تا از پشت نرده ها ببینمت. منتظرت میمونم...هر روز
~•MOON[]ماه•~
زندگی مثل یک رویاست درست و غلط ، عشق و تنفر همه ی اونا با مرور زمان خاک میشن و ترک میخورن و اثری ازش
میتونم بگم که این #دیالوگ دلیل وجود اینجاست