هدایت شده از - خطخطی
- گاهی او را خنداندهام.
میخواهم بگویم تمام عمرم هم هدر نرفته است..
ع.ابوالفضلی
دیدم ، شنیدم ، و با تمام جزئیات به خاطر سپردم
هر شب قبل خواب مرورش کردم
هر وقت که نوشتم مرورش کردم
هر وقت که تنها شدم مرورش کردم
هر ثانیه مثل یه کوه حملش کردم
همه جا بود ، مثل ابر سیاه بالای سر ادما تو کارتونا
و خب هیچوقت عادی نشده و شاید هم نمیشه
قصد ندارم فراموشش کنم ، شاید چون نمیخوام تکرار بشه یا شایدم کارماست
نمیدونم اسمش چیه
ولی هست و خب سنگینه و هیچکس هم نخواسته و نمیخواد که کمکم کنه بتونم این بار رو بزارم زمین
میگن باعث میشه در اینده ادم محکم تری باشی
ولی اینده ای که پایه هاش با این محکم بشه چقدر دووم میاره؟
هدایت شده از ،، آلباتروس
ٰ
گفتمش دل میخری پرسید چند ؟
،، گفتمش دل مال تو تنها بخند
خنده كرد و دل ز دستانم ربود
،، تا به خود باز آمدم او رفته بود
دل ز دستش روی خاك افتاده بود
،، جای پایش روی دل جا مانده بود