00:00
رج به رج هر بیت را از روی چشمت ساختم ،
شعرهایم دستباف مهربانیهای توست .
میگن یه روزی میرسه که به خودت میگی : اون روز های تموم نشدی هم به اخر رسید.
ارزو میکنم اون روز زودتر برسه ، ولی اگه اون روز دلم برا قبل تنگ بشه و با خودم بگم کاش بیشتر قدر میدونستم چی
00:00
گذشت ، سال ها گذشت
حال همه ی این سال ها با تنفر و کینه از او پر شده اند
اما او اصلا فکر نمیکرد در همان لحظه ی اولی که بعد مدت ها با او روبرو میشود ، اولین چیزی که اورا محو میکند ؛ برق چشمان و خاطرات خوب است...
نه آن پایان تلخ...
نورِ خورشید ، زیباییِ ماه ، درخششِ ستاره ، موجِ دریا ، رازِ جنگل ، عمقِ زمین ، سفیدیِ ابر ، بویِ باران ، ظرافتِ برف ، ارتفاعِ کوه ، مقاومتِ سنگ ، پیچشِ چوب