ولی بعضی اتفاقا هست که هرچقدر کوچیک باشن ، حتی اگه هزاران دلیل براش داشته باشی نمیشه ببخشیدشون
فراموش خواهم کرد دقیقا در ساعت 25:61 دقیقه
زمانی که در مرداد برف قرمز ببارد...
یکی هست که باید نجاتش بدم ؛ کسی که نجاتم داد ولی کسی رو نداره که بخواد کمکش کنه.
ولی اطرافیانم اجازه اینکه کنارش باشم و بهش کمک کنم رو نمیدن.
[اون تنهاست... و داره تو تنهایی خودش غرق میشه]