00:00
ز چشم خویش اموختم رسم محبت را
که هر عضوی به درد اید بجایش دیده می گرید😭
نمیدونم براتون پیش اومده یا نه
ولی یهو یادت میاد همین آدمی که کنارته و داری باهاش میخندی و به خنده های قشنگش خیره شدی ؛
قراره یه مدتی نباشه
و دقیقا همون لحظست که انگار همه چی خراب میشه
با اینکه کنارته ولی دلت براش تنگ میشه چون میدونی قراره به زودی ازت خیلی دور بشه
همون موقست که دیگه نگاهتو ازش بر نمیداری
00:00
غم چیزی نیست که باهاش بجنگی
فقط باید بزاری بگذره
اول باید زنده بمونی ، مگه نه؟
#دیالوگ
و قسمت دردناک قصه اینه
ادما میتونن تبدیل بشن
از اشنایی که میشناختی
به غریبه ای که نمیشناسی