کاش الان اونقدری سرم شلوغ بود و درگیر بودم که گوشی دستم نبود و از هیچکس خبری نداشتم
او رفت
خیلی آرام
آنقدر آرام که با هیچکس خداحافظی نکرد
و ما را در فصل خزان تنها رها کرد و رفت
و من در ادامه ی دفتره خاطراتم نوشتم...
"پاییز ، به اندازه ی تمام زیبایی هایت دلتنگم"
و شاید این آخرین خاطره باشد در دفتر پاییزی ام...