موسیقیشب.
اون روزایی که اون کتابو میخوندم یادم نمیره. حال و هواش معلق بود یه جایی بین تبریز و مسکو، کلیسا و خلوت دونفره، سرد بود.
موسیقیشب.
سه چهار روز بعدش بود که دکترم گفت باید بستری بشی، دیوونه بودم با پای خودم برم بیمارستان؟ خودم خوب شدم.
هدایت شده از سپیدار؛
دللول یابنی.. دللول : ))))💔