موسیقیشب.
شبکه خبر رشت رو نشون میداد، خدا شاهده انگار جنگ بود. بانکو آتیش زده بودن. مسجد آتیش زده بودن. بازار
حس میکنم هیچوقت قرار نیست اون صبحی رو که اخبار داشت شهرو نشون میداد، بعدش که رفتم نشستم تو اتاق و سعی کردم گریه نکنم، بعدازظهرش و اون سه چهار روزی که به هیچ نحوی حاضر نشدم از خونه برم بیرون، اون نصفه شبی که از جلوی راستهٔ سوخته بازار رد شدم، پرستار توی درمانگاه امام سجاد و برادر اون یه نفر رو فراموش کنم.
هدایت شده از فَحوایِکَلام
4_5931501387992013963.mp3
زمان:
حجم:
667.8K
... اليَومَ أَكمَلتُ لَكُم دینکم ...﴿۳﴾
واسه بچهشیعه
واجبه امروز اینو بشنوه و بابت #حلالزادگیش
از پدر مادرش تشکر کنه💚
علی شبیه کسی نیست جز خداوندش
همان خدا که نبودهست و نیست مانندش
کسی که حبل خدا بوده، هست و خواهد بود
کسی که هر چه شود با خداست پیوندش
کسی که قبلهنما رو به او توقف کرد
کسی که « فزت و ربالعلیست » سوگندش
تمام هستی عالم به روی دوش علیست
مدار چرخش افلاک نیز سر بندش
میان معرکه هرگز ندید چشم کسی
که ذوالفقار کند تکیه بر کمربندش
خدا به دست علی نه، به دست خود روزی
دری که مانع اسلام بود را کندش
« جمال وجه خدا واحد است » این یعنی :
علیست اخم خدا و علیست لبخندش..
/ حمزه محمدی.
موسیقیشب.
/ انجیل را به سینه فشرد، شانههایش به لرزه افتادند.
" طلب آمرزش کن یوحنا.. "
صدا نزدیکتر میشد، اما در هالهای از رنج پنهان بود. انگار که کلمات در رنج به صدا بدل میشدند.
بابت چه چیز طلب آمرزش میکرد؟
" من به خدای قادر مطلق اعتراف میکنم، و به شما برادران و خواهران، که گناه کردهام، بسیار، در اندیشه، گفتار، کردار و قصور."
گشتن به دنبالِ خدا گناه بود؟
" از من گناهکار، از شما میخواهم که برای من نزد خدای ما دعا کنید. "
خدایتان کیست؟
" پس از خدای قادر مطلق، رحمت میطلبم، و گناهانم را میبخشد، و مرا به زندگی ابدی میرساند.”
هنوز میلرزید، تب کرده بود؟
چشمهایش را بست، صبح باید به کلیسا میرفت.
گفتم که باز میگردم و روزنه تاریک شب را میپوشانم تا نور به پیچک اطمینانِ نیامدنت نرسد، گفتم که باز میگردم و روی امواج دریا پل میزنم تا نتوانی آغوشت را هدیهاش کنی.
گفتم که باز میگردم، بازگشتم، رجعت در من فرو ریخته.