قلعه متحرک آبان
چالش نوشتن 30 روز. دوست داشتید فور کنید چنلاتون و انجامش بدید . روز 1 : شخصیت خود را توصیف کنید . ر
روز دوم
او ، او ،او ❤️
دیدن مامان بابام ❤️
آشپزی
نبات(پرندم)
کتاب
آهنگ
رنگ آبی
آسمون
جنگل
قطعااااا غذا
خونه های قدیمی
پیرزنای بامزه
بچه ها
کولر گازی
بوی غذا توی راه رو وقتی گشنه از بیرون میام
کشُ قوسِ بعد از بیدار شدن
روزایی که صب زود بیدار میشم و خیلی شارژم
ولاگای about sara
یخمک پرتقالی که تو گرما بعد کلاس میخورم
استخر
سونا با بخار اکالیپتوس
وقتی که ته دیگم کامل بر میگرده و طلایی و یه دسته
جنگلای سیاهکل
گربه ها
کیدراما
وقتی یخ کردم تو خوابُ روم پتو میکشن
وقتی یه نفر حواسش به من بوده و برام غذا یا خوراکی نگه داشته(یا یچیزی درموردم یادش بوده و در نبودم انجامش داده یا یادآوری کرده)
باغ کتاب
جا شدن توی سوراخ سونبه های کوچولو
پوشیدن لباسایی که اندازم نبودن
گشاد شدن لباسام
بارون ☔️
صدای دریا و موجاش
بوی تن مامانم بابام و قطعا او
اندازه گرفتن مژه هام و بلند تر شدنشون
درست کردن خمیر (نون ،پیتزا ، پیراشکی و...)
بو کردن لباسای تازه شسته شده
تمیزی خونه
چاییییییی (با لیمو تازه و قند)
حواس جمعیای طاهره خانوم
اون حس خوبه بعد جارو برقی
وقتی میبینم یه نفر که اصلا بهش نمیخوره عاشق امام حسینه
وقتی یه نفر سلیقش با من تو موسیقی یکیه
چرتای کوتاهِ بدون هماهنگی قبلی
خاروندن جای کش جوراب
باز کردن موها بعد چن ساعت محکم بسته بودن
زدن لاک _پاک کردن لاک(چون یه حس سبکی خوبی به آدم میده )
بوی نارنگی تو پاییز
کلا پاییز
وقتی یچیزی رو حس میکنم اولین بار من کشف کردم یا حداقل من جزو اولینام
وقتی کسی ازم مشاوره میگیره
وقتی مست خوابم و نمیفهمم کی خوابم برده
وقتی سوزش معدم داره میکشتم ولی فاموتیدین آبی میشه رو آتیش
بوی لباس اتو کرده
وقتی بچه ها جذبم میشن
صدای ماشین بابا یا صدای قدمای کسی که منتظرشم
بوی مايع دسشویی رو دستام
بوی خاک نم خورده
هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
گیر داده که خونه خودمون هیئت بگیریم من پذیرایی کنم.
👤 m mahdi
@farsitweets