「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」
𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟼𝟸
꒷⏝꒷
حامی ظرف سالاد رو برداشت و حرکت کرد سمت میز
از کنار ماهرخ رد شد
حامی: بچه
ماهرخ: جان؟
حامی: این سالادو تو درست کردی؟
ماهرخ: آره (با ذوق)
حامی چند ثانیه به سالاد نگاه کرد
حامی: پس اگه کسی مسموم شدیم ، بدونیم از کی شکایت کنیم؟
ماهرخ با مشت آروم زد رو بازوش
ماهرخ: برووو
اصلا بهت نمیدم بخوری
حامی: عههه شوخی کردم
ماهرخ: نچ
حامی: یه قاشق؟
ماهرخ: نه
حامی: یه برگ کاهو؟
ماهرخ: باشهه باشهه ببر کاهو روو
بعد از کلی کل کل ، حامی ظرف سالاد رو برد سمت میز
بقیه ام اومدن و نشستن
و مشغول خوردن غذا شدن
<بعد از شام>
ماهرخ: همه تو پذیرایی جمع شدیم
یه ربع مونده بود به سال تحویل
𝐞𝐝𝐚𝐦𝐞 𝐝𝐫 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐛𝐚𝐝 :・゚
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_a0h30gr&btn=شنوآینظراتون؛
هستین؟
بازم دارم تایپ میکنم