eitaa logo
𓂃𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠𓂃
245 دنبال‌کننده
337 عکس
154 ویدیو
0 فایل
𝑰𝒏 𝑻𝒉𝒆 𝑵𝒂𝒎𝒆 𝑶𝒇 𝑮𝒐𝒅✨; 𝑾𝒆𝒍𝒄𝒐𝒎𝒆 𝑻𝒐 𝒀𝒐𝒖𝒓 𝑶𝒘𝒏 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒏𝒆𝒍🌝🤏🏻 𝑵𝒐𝒗𝒆𝒍: 𝑩𝒍𝒖𝒆 𝑫𝒆𝒔𝒕𝒊𝒏𝒚 — 𝑪𝒖𝒓𝒓𝒆𝒏𝒕𝒍𝒚 𝑩𝒆𝒊𝒏𝒈 𝑻𝒚𝒑𝒆𝒅💙🕯 𝑶𝒖𝒓 𝑺𝒕𝒂𝒓𝒕: ୨ৎ𝟣𝟦𝟢𝟧/𝟢𝟥/𝟢𝟥 𝑰𝑫: @Pvsetie 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒏𝒆𝒍 𝑳𝒊𝒏𝒌
مشاهده در ایتا
دانلود
عرررررررریییینگگگگگگگگگ😭✨️ منبع:
تازه نشر شده با طرفدارا 😭💙☝️🏻. | 🤍୭ৎ:)!. 𝗇︎᪶𝖺 𝘁𝗲𝚔𝗿𝗮ɾ Ꮇ𝗂𝘀𝗵𝗂 𝗇︎᪶𝖺 𝚝𝒆𝗸𝚛𝗮ʀʏ 𝗖𝗵𝖺𝗇︎᪶𝗇︎‌𝖾𝗅︎ : @haamim_noor »
تازه نشر شدهههه😭☝️🏻. چرا انقد این ورژن جدیدت تو دل بروعه ؟ خیلی به دلم نشسته🥲✨🛐. | 🤍୭ৎ:)!. 𝗇︎᪶𝖺 𝘁𝗲𝚔𝗿𝗮ɾ Ꮇ𝗂𝘀𝗵𝗂 𝗇︎᪶𝖺 𝚝𝒆𝗸𝚛𝗮ʀʏ 𝗖𝗵𝖺𝗇︎᪶𝗇︎‌𝖾𝗅︎ : @haamim_noor »
رنگیش😭🙏🏻. | 🤍୭ৎ:)!. 𝗇︎᪶𝖺 𝘁𝗲𝚔𝗿𝗮ɾ Ꮇ𝗂𝘀𝗵𝗂 𝗇︎᪶𝖺 𝚝𝒆𝗸𝚛𝗮ʀʏ 𝗖𝗵𝖺𝗇︎᪶𝗇︎‌𝖾𝗅︎ : @haamim_noor »
𓂃𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠𓂃
به فدآت قلب مـــن🌚:)
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
𓂃𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠𓂃
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از  - اغتـشاشـاتِ‌ متـولـدیـن .
بهمن ، نمیخوای دست از سرش برداری بهمن ؟
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟼𝟾 ꒷⏝꒷ حامی: رفتم داخل icu صدای دستگاه ها بوی الکل ، کل فضا رو پر کرده بود رفتم رو صندلی کنارش نشستم دست سردشو بین دستام گرفتم حامی: ماهرخم دورت بگردم چشماتو باز کن پاشو قربونت برم پاشو بگو همش خوابه من همون ماهرخ شیطونو میخوام نه اینی که ساکته جوابمو نمیده _اشک‌ام بی اختیار میریخت با انگشت شصتم پشت دستشو نوازش میکردم حامی: نفسم بلند شو چشمای قشنگت و باز کن من که میدونم صدامو میشنوی پس جوابمو بده بلند شو دورتبگردم(بغض) _صدای بوق دستگاه ها تنها چیزی بود که میشنیدم چرا یهو اینطوری شد اصن؟ کاش من جاش بودم(خدانکنه) کاش اون الان سالم بود من به جاش رو تخت بیمارستان بودم(خدانکنه) حامی: با صدای پرستار به خودم اومدم کل صورتم خیس اشک بود پرستار: آقای صالحی وقت تمومه بفرمایید بیرون حامی: دست ماهرخ و بوسـ..ـیدم _زود بلند شو دختر قویِ من .. دستشو رها کردم و رفتم سمت در حامی: دستگیره ی در و پایین کشیدم یه نگاه به ماهرخ کردم و از اتاق رفتم بیرون همه جلوی در icu بودن .. 𝐞𝐝𝐚𝐦𝐞 𝐝𝐫 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐛𝐚𝐝 :・゚