「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」
𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟼𝟾
꒷⏝꒷
حامی: رفتم داخل icu
صدای دستگاه ها بوی الکل ، کل فضا رو پر کرده بود
رفتم رو صندلی کنارش نشستم
دست سردشو بین دستام گرفتم
حامی: ماهرخم
دورت بگردم چشماتو باز کن
پاشو قربونت برم
پاشو بگو همش خوابه
من همون ماهرخ شیطونو میخوام
نه اینی که ساکته
جوابمو نمیده
_اشکام بی اختیار میریخت
با انگشت شصتم پشت دستشو نوازش میکردم
حامی: نفسم
بلند شو چشمای قشنگت و باز کن
من که میدونم صدامو میشنوی
پس جوابمو بده بلند شو دورتبگردم(بغض)
_صدای بوق دستگاه ها تنها چیزی بود که میشنیدم
چرا یهو اینطوری شد اصن؟
کاش من جاش بودم(خدانکنه)
کاش اون الان سالم بود
من به جاش رو تخت بیمارستان بودم(خدانکنه)
حامی: با صدای پرستار به خودم اومدم
کل صورتم خیس اشک بود
پرستار: آقای صالحی وقت تمومه بفرمایید بیرون
حامی: دست ماهرخ و بوسـ..ـیدم
_زود بلند شو دختر قویِ من ..
دستشو رها کردم و رفتم سمت در
حامی: دستگیره ی در و پایین کشیدم
یه نگاه به ماهرخ کردم و
از اتاق رفتم بیرون
همه جلوی در icu بودن ..
𝐞𝐝𝐚𝐦𝐞 𝐝𝐫 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐛𝐚𝐝 :・゚
فور نده𓂃𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠𓂃
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟼𝟾 ꒷⏝꒷ حامی: رفتم داخل icu صدای دستگاه ها بوی الکل ، کل فضا رو پر کر
پــارٹ جدید تــقـدیـم نـگــاه هـاٹون୨ৎ
شــنوآی نــظر هــای قــشنگتون هــستم؛
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_4pnh4y1&btn=شنواینظراتونم؛
فور نده𓂃𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠𓂃
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟼𝟾 ꒷⏝꒷ حامی: رفتم داخل icu صدای دستگاه ها بوی الکل ، کل فضا رو پر کر
خیلی قشنگ و احساسی بود ،مرسییی🎀✨
فور نده𓂃𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠𓂃
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟼𝟾 ꒷⏝꒷ حامی: رفتم داخل icu صدای دستگاه ها بوی الکل ، کل فضا رو پر کر
عوخودا بچه تنهاست🥺💔
یزید تا پارت بعد ماهرخو زنده کن.
فور نده𓂃𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠𓂃
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟼𝟾 ꒷⏝꒷ حامی: رفتم داخل icu صدای دستگاه ها بوی الکل ، کل فضا رو پر کر
اوخیییب😭
ستی ماهرخو برگردونننن
فور نده𓂃𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠𓂃
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟼𝟾 ꒷⏝꒷ حامی: رفتم داخل icu صدای دستگاه ها بوی الکل ، کل فضا رو پر کر
ستی حامیم ماهرخ میخواد
یزید پارت بعدی ماهرخ بده به حامیم