پایان موقت 𓂃𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠𓂃
بابا اعصاب من به درک لف میگیرییییییییی
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」
𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟽𝟽
꒷⏝꒷
ماهرخ: بعد چند دقیقه حرف زدن و بغل
دوباره صدای در اومد
سرمو بلند کردم دیدم حامیمه با دوتا کیسه پر از خوراکی://
حامیم: خب خ.. عه
همه: سلام
حامیم: کی اومدین؟
سپیده: 10 دقیقه ای میشه
حامیم: واوو
حامیم: کیسه های خوراکی رو گذاشتم رو میز و یه کیک و آبمیوه دراوردم بدم به ماهرخ
(یه شیر قهوه ام واسه مهدیس خریده☕️)
حامیم: بفرما خانوم کوچولو(کیک و آبمیوه شو داد)
ماهرخ: مرسیییی شوشو
حامیم: قربونت برم
سپیده: حامی جان
حامیم: جان؟
سپیده: دکتر گفت ماهرخ کی مرخص میشه؟
حامیم: یه چند ساعت دیگه
سپیده: آها
حامیم: بله
مانی: یعنی امروز دیگه برمیگردی خونه کوچولو
ماهرخ: آلهه
میترا: بالاخره
ماهرخ: دلم واسه اتاقم تنگ شده://
شهرزاد: الهییی
ماهرخ: کیک و آبمیوم و خوردم خیلیییییی خوابم میومد
حامی: خوابت میاد؟
ماهرخ: اوهوم
حامی: خب بخواب دورتبگردم
ماهرخ: باشه، نریا
حامی: نمیرم بچه بخواب
ماهرخ: خبب
سرمو گذاشتم رو بالش به یک دیقه نکشید خوابم برد
𝐞𝐝𝐚𝐦𝐞 𝐝𝐫 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐛𝐚𝐝 :・゚
پایان موقت 𓂃𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠𓂃
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟽𝟽 ꒷⏝꒷ ماهرخ: بعد چند دقیقه حرف زدن و بغل دوباره صدای در اومد سرمو ب
پــارٹ جدید تــقـدیـم نـگــاه هـاٹون୨ৎ
شــنوآی نــظر هــای قــشنگتون هــستم؛
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_4pnh4y1&btn=شنواینظراتونم؛
پایان موقت 𓂃𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠𓂃
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟽𝟽 ꒷⏝꒷ ماهرخ: بعد چند دقیقه حرف زدن و بغل دوباره صدای در اومد سرمو ب
به به برای مهدیس شیر قهوه خریده مهدیس یه تشکر بکن از عمو حامی 🤣
ننه نگاشون کن عالی بود زیبا🤍