هدایت شده از « دُنیایِ کوچَکَم با تُو ! »
« دنیای کوچکم با تو 🍃»
بعضی آدمها را نمیشود با کلمات توصیف کرد...
چون آنها شبیه یک حساند،
حسی که آرامآرام در قلبت ریشه میدواند
و یک روز میفهمی که بدون حضورش،
همه چیز رنگ دیگری دارد.🌱
تو برای من فقط یک آدم نیستی،
تو آرامشی هستی که بعد از هر طوفان دنبالش میگردم،
لبخندی هستی که ناخواسته روی لبهایم مینشیند،
و دلیلی هستی برای دوست داشتنِ تمام فرداها...🧩
میگویند دنیا خیلی بزرگ است،
اما دنیای من از روزی که تو را شناختم،
کوچک شد...
آنقدر کوچک که تمامش در یک نگاه،
یک لبخند و یک «تو» خلاصه شد.🌴
و اگر روزی از من بپرسند
زیباترین اتفاق زندگیات چه بود؟🌿
بیتردید نام تو را میآورم...
همان کسی که دنیای شلوغم را
به «دنیای کوچکم با تو» تبدیل کرد.💚
https://eitaa.com/joinchat/1349322024C5a3325108f
هدایت شده از « دُنیایِ کوچَکَم با تُو ! »
ببخشیداگربدموقعبودپاککناخطارنده🙂
هدایت شده از 𝗦͢𝗮᪾𝘆𝗲 𝗘𝘀᪾𝗵᳞𝗴𝗵
𝙎𝙖𝙮𝙚 𝙀𝙨𝙝𝙜𝙝🖇
فصل دوم𓏲
عاشق رمانی و هنوز اینجا جویـن نیستی ؟؟
اینجا هر خطـش یه حꨵس جـدیده >>>
رمـانی از جـنس اعـتماد و عـشق.
تیکـه ای از رمـان :
گنـدم:صـدای داد حـامی رو مـیشنیدم ولی چـشام باز نمیشد
حامیـم:عـشقم بـیا دخـترم ببــریم پـارک
حامیـم:ولی گندم من هـنوز دوسـت دارم
آرش:گـندم این کیه؟
گـندم:هیچـی مثل قبل نمیشه،وقتی من تورو میخواستم بهم پشت کردی
حالا منم که بهت پشت میکنم چه به درست چه به اشتباه !
ادامـه رمـان تـو چنـل زیـر:
@haamim71
هدایت شده از 𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝗕𝗮𝗵𝗮𝘆𝗲 𝗩𝗮𝗿𝗲𝘀💎
𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝗸𝗼𝗸 𝗴𝗵𝗮𝗹𝗯𝗮𝗺🩸⛓
به قـلـم؛ 𝗠𝗮𝗵𝗱𝗶𝘀
همه چیز از یه اسبابکشی ساده شروع شد...
یه خانواده،
یه همسایه معروف،
و یه دیدار که قرار نبود فقط یه آشنایی معمولی باشه...🩸
بخشی از رمان؛🗝
•••
سپهر؛
«بفهمه حامی رو دیدیم و نبردیمش،
خودمون رو نمیبخشه!»
حامی؛
«پس فردا همگی کافه؟
هم بیشتر آشنا میشیم... :)»
•••
آوا؛
«من فقط یه گیتاریستم...»
حامی؛
«شاید دقیقاً همون کسی باشی که بندمون کم داره...❤️🔥»
•••
اما...
همهچیز قرار نبود به همین سادگی پیش بره.
یه همکاری...
یه عشق آروم...
یه حسادت خاموش...
و رازی که هنوز هیچکس ازش خبر نداره...🖤
ادامهی این داستان اینجاست...🦢🤍
@ihaamimroman