eitaa logo
𓂃𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠𓂃
252 دنبال‌کننده
359 عکس
160 ویدیو
0 فایل
به نام خدا✨؛ به کانال خودتون خوش اومدین🌝🤏🏻 رمان: سرنوشت آبی — در حال تایپ شروع فعالیتمون: ୨ৎ۱۴۰۵/۰۳/۰۳ آیدی: @Pvsetie 📝𝟭𝟮𝟵 "عضو جمعیت نویسندگان📖"
مشاهده در ایتا
دانلود
پارت بدههعععع
پارت میخوایمممم
نیازمند پارتتت😭🤧🤧
برگامممم بارونووووو
پارت بده عزیزووممم
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟿𝟷 ꒷⏝꒷ <یکم بعد> جشن حسابی جا افتاده بود چند نفر خوراکی میخوردن چند نفر مسخره بازی در میاوردن خانواده هام کنار هم نشسته بودن و حرف میزدن ماهرخ و شهرزادم دور تر از جمع درحال عکس گرفتن بودن _ __ شهرزاد: خب ماهرخ حالا ژستت و عوض کن و بخند ماهرخ: شهرزاد 200تا عکس گرفتیم خسته شدممممم شهرزاد: 200 تا نشده هنوز ماهرخ: حداقل چندتا با حامی ازم بگیر:| شهرزاد: بگو بیاد __ حامی: کنار شروین و مانی بودم ک داشتم حرف میزدم که صدای ماهرخ اومد ماهرخ: حامیییی حامی: برگشتم سمتش _جانم ماهرخ: بیا عکس بگیریمم حامی: اومدم _بچه ها من میرم میام شروین: برو حامی: رفتم سمت ماهرخ و شهرزاد شهرزاد: خب کنار هم وایسین __ ماهرخ: بعد از چندتا عکس دوتایی و دست جمعی وقت کیک شد حامی: کیکو از یخچال برداشتم و بردم بیرون __ ماهرخ: با دیدن کیک ذوق کردم🥹 _وایی چقدر قشنگهه حامی: لبخند زدم و کیک و گذاشتم رو میز حامی: جانااا شمع هارو بیار جانا: الان میارم 𝐞𝐝𝐚𝐦𝐞 𝐝𝐫 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐛𝐚𝐝 :・゚