「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」
𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟺𝟻
꒷⏝꒷
حامی: چیزی نیست الکی مشکوک شدین
ماهرخ: راس میگه شما حساس شدین
جانا: عه نه بابا
ماهرخ: آره بابا جانا بخدا میزنمتا
نیما: اصن صبرکن
حامی
حامی: بله
نیما: رمز گوشیت چیه؟
حامی: ها؟
شردین: عاااا صاف زدی تو هدفف
ماهرخ: عوض کردی رمزتو؟(آروم)
حامی: نه(آروم)
ماهرخ: وای بدبخت شدیم(آروم)
حامی: خدا بخیر کنه(آروم)
شهرزاد: چی پچ پچ میکنید شما دوتا؟
ماهرخ: ها چیزه هیچی
جانا: داداش گوشیتو بده
حامی: نمیدم
شروین: بده
حامی: نمیدمم
فرید: ماهرخ اون چیه رو صورتت؟
حامی: چی(برگشت سمت ماهرخ)
جانا: عااااا تو چرا نگران شدی
فرید: گوشیو برداشتمممم
حامی: بده من فرید
نیما: نمیده
فرید: خب خب رمزت چیه؟
حامی: بتوچه
نیما: تاریخ تولد خودشو بزن
فرید: اون نیست
شروین: تاریخ تولد جانا
فرید: زدم اونم نیست
شهرزاد: تاریخ تولد ماهرخ😃
حامی: نههه اون نیستت
فرید: باز شد
شروین: دادا ریــ..دی آب قعطه
حامی: خدا لعنتتون کنه
نیما: چرا تاریخ تولد آبجی من رمز گوشی توعه؟
حامی: اتفاقی شده
جانا: آره دوبار بگید دیگه خب
ماهرخ: اه بسه
فرید: بس نیست بگید
حامی: کافیه دیگه خب..
جانا: خبب؟😃
فرید: بگو بگو دفاع کن از خودت
حامی: خب دوسش دارم ، خوبه؟
جانا: اووو بالاخره گفتت
ماهرخ: داشتم از خجالت آب میشدم وای
-خب من میرم سفارش مشتری بگیرم
میترا: نمیخواد بچه ها هستن شما بشین داستان و تعریف کن
ماهرخ: فهمیدین دیگه؟ ول کنین تموم شد
جانا: تازه شروع شده ماهرخ خانم
𝐞𝐝𝐚𝐦𝐞 𝐝𝐫 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐛𝐚𝐝 :・゚
𓂃𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠𓂃
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟺𝟻 ꒷⏝꒷ حامی: چیزی نیست الکی مشکوک شدین ماهرخ: راس میگه شما حساس شدین
عهههه وااا چرا انقدر سوال میپرسین!
فهمیدین دیگه،بس کنین🥺🦦
𓂃𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠𓂃
عهههه وااا چرا انقدر سوال میپرسین! فهمیدین دیگه،بس کنین🥺🦦
چقد بی ادبن؟😔🚶♀️