هدایت شده از UN
اگر خونتون در مخفی داشت ، پشتش به زیرزمین پر از ادویهجات باز میشد ؛ یجایی که عطرها توی اون در هم تنیده و کهنه شدن . هوای سنگین و گرم با رایحهی دارچین و هل ، میخک و صدها عطر ناشناختهی دیگه ، نفس کشیدن رو دشوار اما گیرا میکنه . کیسههای بزرگ گونی ، توی قفسههای چوبی بلند چیده شدن و نور کمجان آویزونی گرد و غبار معلق روی هوا رو روشن میکنه و انگار زمان توی این انبار عطرها نگه داشته میشه .
پخ : @blue_star_notes
Blue Star Notes☆
اگر خونتون در مخفی داشت ، پشتش به زیرزمین پر از ادویهجات باز میشد ؛ یجایی که عطرها توی اون در هم تن
چه بامزه بود:)
ولی احتمالا خودم توش پا نمیذاشتم چون از بوی ادویه جات سردرد میش-😭
میپرسی: کدامین احساس در عشق شگفتانگیز است؟
میگویم: امنیت
اینکه حس کنی کسی قلبت را تنگ در آغوش میگیرد.
نه دستانت را ! . .
- أدهم شرقاوی
دلم می خواد وقتی همه چی اوکی شد ،
برم پرورشگاه یه بچهٔ نـاز و گوگولی بگیرم ،
بعد اونجوری که می خوام و با آدمی که دوسش دارم،بزرگش کنم .
چیزایی که تو زندگیم می خواستم و خانواده نذاشتن بهشون برسم رو براش فراهم کنم
و نمیذارم برای من یا کس دیگه ای زندگی کنه .