چنان دوست داشتنت مرا در بر گرفت که چند هزار سال زمان نیاز بود تا به چشمهایت خیره شوم، صدسالی هم در آغوشت بمانم و مدام ببوسمت.
عشق بیش از هرچیز جنون میآورد و من برای این احساس ازلیت را از خدا تقاضا میکردم.
«دلم میخواهد آنقدر کوچک بشوم که به قدر یک پرنده باشم. آن وقت پر بزنم و بیایم پیش تو.
-از نامههای فروغ فرخزاد به پرویز شاپور