تمام میشود و آفتاب میتابد
غمی نبوده به عالم که ماندگار باشد!
- معصومه صابر
و من خودم را با خستگی تمام از میان این فصل عبور میدهم، فقط به امیدِ آن نور کمسویی که در دوردستها میدرخشد.
گمان میکنی من اینجا دور از تو حال خوبی دارم؟ نه عزیزم، نه؛ من اینجا دور از تو، هم غمگینم و هم دلتنگ.