پیامبر در آخرین روزها، عمویش عباس را فراخواند تا وصیتش را بپذیرد، او نپذیرفت. امیرالمؤمنین علیهالسلام را خواند، پذیرفت. پیامبر او را در آغوش کشید و انگشتر و شمشیر و زره و دستارش را به او سپرد.
الارشاد مفید، ص۹۴
کار و بار دو جهان ریخت بهم غوغا شد
چشم زهرا و علی بعدِ شما دریا شد
عهد و پیمان غدیرت به فراموشی رفت
حُکم بر خانهنشینیِ علی امضا شد
حسین نهی به قاسم دهد ، حسن دستور
ز من بپرس که سلطان کربلا حسن است
بخوان به نام پسر تا پدر دهد راهت
بیا که کنیه شیر خدا ابا حسن است