امروز خیلی کار جالبی کردم
برای اولین بار چرخ ماشین رو عوض کردم
بابام کنار بود و فقط میدید
من داشتم عوض میکردم🤣
هدایت شده از نمیدونم چیچی!
جوری که انگار هیچ اتفاقی نیوفتاده باشد با آنها بگو بخند میکنم و چیزی از خود بروز نمیدهم.
دوست ندارم کس دیگری زیاد راجبش بداند! مگر اینکه خیلی باهوش و حسابگر باشند که از روی رفتارم یا آهنگ هایم راجبش متوجه شوند.
عادت کرده بودم به تظاهر!
اما... آن زمان که خورشید دیگر توان تابیدن بر پهنه ی آسمان را ندارد و تمام آسمان در تاریکی مطلق فرو میرود، آنوقت که سعی دارم چشم روی هم بگذارم بلکه چند ساعتی در آرامش به سر ببرم، آنوقت است که به سراغم میاید!
آن وقت است که دیگر توان تظاهر را ندارم و با آغوش باز میپذیرمش...
برای https://eitaa.com/blue_y
・・・
جوری که انگار هیچ اتفاقی نیوفتاده باشد با آنها بگو بخند میکنم و چیزی از خود بروز نمیدهم. دوست ندارم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا