مُربـای بـلوبری🫐
در مقابل شومینه ایستاد و شعر را خواند.
private eye
به معنی چشم خصوصی یا همان کارگاه خصوصی
I read a book Because killing is not right
کتاب میخونم چون قتل کار درستی نیست
هرچقدر از خوبی های شما بگم کم گفتم
شما واقعا بی نظیرید و وجود شماها توی این دنیا اینجارو به جای جالب انگیزی(به قول دوست اردکیم)کرده
و خوشحالم که شماها در کنار منید و امشب برام واقعا به یاد موندنی شد و تک تک تبریکای فوق العاده شما در قلب من جا دارن و حسی که الان دارم واقعا غیر قابل وصفه...
از دوست اردکیم،ویولت،یلدای عزیزم، آنه زیبا،دختر کتابخور همون دوست جدیدم،مهرگان،فاطی جون ،ریمان مهربون،کاترین ،پریا،کامی عزیزم و دوست قدیمی من،زرا که میشه گفت یکی از تنها کسایی که باهاش دوستی حقیقی دارم و همچنین رها و ساجده،همسایه های مهربونی که اومدن تبریک گفتن ولی متاسفانه اسمشون رو نمیدونم،کوثر زیبای من و دوست قدیمی من و عالیس کسی که همیشه جادویی ترین تبریکا رو بهم میگه و ملیکا عزیزم کسی که نزدیک چهار ساله دوست مجازی منه و در قلبمه و ...
دوستان عزیزی که الان به خاطر ندارم و اگه اسمشون اینجا نیست بگید تا اضافه کنم چون تا ابد این پیام اینجا میمونه و حتی اگه ما از این دنیا به سیاره دیگه ای بریم شماها همیشه در ذهن و قلب من خواهید بود همونطور که عشق به کتاب همیشه در قلب منه