روزی با خود فکر میکردم
اگر او را با کسدگر ببینم دنیا را به آتش میکشیدم
اما اکنون ؛
حاظر نیستم کبریتی روشن کنم
تا ببینم کجاست و چه میکند ...
اثر - از چشم افتاده را لایق دیدار دوباره نیست .
نویسنده - دافنه دوموریه
بخدا کافر اگر بود به رحم آمده بود
زان همه ناله که من پیش تو کافر کردم ...
احساس میکنم تو این دنیا اضافیام
و جز خودم هیچکس حواسش بهم نیست.
افکارم درحال خوردن جسم و روحم شدن
و این وسط نمیدونم باید با خودم چیکار کنم.
خودم موندم رو دست خودم و کاری ازم برنمیاد!
دیگر آمدنت مرا زنده نمیکند؛
بمان همانجا که برایش مرا ترک کردی!
میخوام یه زندگی جدید رو شروع کنم، اما یکم تنبلم.
حالا ک فکر میکنم جذب پرونده و چیزای جنایی میشم
دلم میخواد چندتا ادم رو بکشم ولی بدون اینکه پلیسی یا ادمیه دیگه ایی بفهمه میدونید؟
روباه گفت ادما این حقیقت رو فراموش کردن اما تو نباید فراموش کنی . تو تا اخر عمر برای چیز یا کسی که به خودت وابسته میکنی مسئولی . تو مسئول گلت هستی.