eitaa logo
شـب آبی ‌
23هزار دنبال‌کننده
158 عکس
12 ویدیو
0 فایل
﷽ سرآغاز { 1401/7/10 } سرگشته و حیران در میان کوچه‌ها به دنبال تو می‌گردم؛ فقط می‌خواهم مثل آن شب‌آبی در آغوش تو آرام گیرم! ‌• کپی؟ به جز #آیهان_نویس که نویسنده‌ی خودمون می‌نویسه مانعی نیست☕️ • تبلیغات🌱 @tb_bluenight • صندوق پستی📬 @BluePostman
مشاهده در ایتا
دانلود
. غم، نه به وجود می‌آید و نه از بین می‌رود بلکه از شکلی به شکل دیگر تغییر می‌کند. 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. ما زندگی می‌کنیم که قیمت پیدا کنیم؛ نه اینکه به هر قیمتی زندگی کنیم. - آیت‌ا... بهجت 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. چگونه چیزی بیاموزم اگر رنج نبرم؟ اما به هنگام رنج آرام می مانم. چه کسی باور میکند من رنجی عمیق دارم؟ گمان نمی‌کنم نباید رنجی باشد؛ گمان نمی‌کنم وجود رنج نشانه اشکال است؛ گمان نمی‌کنم نباید در تکاپوی رفع رنج باشم. سعی در غلبه بر رنج ندارم، اما در تلاش‌ام که رنج را "معنا" کنم؛ در تلاش‌ام رنج را عمیقا "درک" کنم. بدون مقاومت افسرده و پریشان نیستم. تنها امید دارم به حد کافی برای درک رنج و زندگی خردمند باشم. –برف در تابستان– 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. ‏چنان یک کودک گریه کردم. همان‌گونه خالی، همان‌طور بی معنی و بی‌دلیل. زیرا که من به ناحق، بسیار از تو دور هستم. 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. عیب رِندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت من اگر نیکم و گر بد، تو برو خود را باش هرکسی آن دِرَوَر عاقبت کار که کِشت - حافظ 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. محرمی نیست وگرنه که خبر بسیار است رمق ناله کم و کوه و کمر بسیار است ای ملائک که به سنجیدن ما مشغولید بنویسید که اندوه بشر بسیار است ساقه‌های مژه‌ام از وزش آه نسوخت شُکر! در جنگل ما هیزم تَر بسیار است سفره‌دار توام ای عشق بفرما بنشین نان ِجو، زخم و نمک، خون ِجگر بسیار است هر کجا می‌نگرم مجلس سهراب‌کُشی است آه از این خاک، بر آن نعش پسر بسیار است پشت لبخند من آیا و چرایی نرسید پشت دلتنگی‌ام اما و اگر بسیار است اشک ، آبادی چشم است بر آن شاکر باش هرکجا جوی روانی است کپر بسیار است سال‌ها رفت و نشد موی تو را شانه کنم چه کنم دوروبرت شانه به سر بسیار است - حامد عسکری 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. مدام به خودم يادآوری می‌كنم: كينه هدر دادن حال و قربانی كردن آينده، برای تسكين امری در گذشته است. تسكينی که هرگز رخ نخواهد داد. –سمت آبی آتش– 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. به که دلخوش باشم؟ استخوان‌های من از درد نه، از آدم‌ها تیر می‌کشد! - امیر وجود 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. ‏به نظرم شاید ما همه شخصیت های یک کتاب هستیم و وقتی حرفی رو یادمون میره دلیلش اینه که نویسنده اون رو پاک کرده تا یک چیز دیگه جاش بنویسه! 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. بسوز ای‌دل که تا خامی نیاید بوی دل از تو کجا دیدی که بی آتش، کسی را بوی عود آید - مولانا 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. من با وحشت تنهایی آشنایم؛ نه تنهایی در خلوت بلکه تنهایی در میان مردم. - کافکا 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉