.
گاهگاهی با خودم نامهربانی میکنم
با خودم لج میکنم، با غم تبانی میکنم
مینشینم چای مینوشم کنار پنجره
بی کسیهای خودم را دیدبانی میکنم
آب میریزم به روی خاک گلدانهای خشک
آبپاش خانه را دارم روانی میکنم
چشم میدوزم به دستانی که در دست تو بود
خاطرات رفتهام را بازخوانی میکنم
بینشانی رفتی و دلتنگ ماندم، چاره چیست؟
نامهها را مینویسم، بایگانی میکنم
آه، حالا که خودت اینجا کنارم نیستی
در کنار عکس تو شیرین زبانی میکنم
- سیدتقی سیدی
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
.
ما هممون انتخابهایی میکنیم.
و قسمت سخت قضیه زندگی با اون انتخابهاست.
–دنیاها–
#دیالوگ_فیلم
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
.
در دنیا هیچ چیز ناراحت کنندهتر از نگران استطاعتِ مالی بودن نیست ...!
من از آنهایی که پول را حقیر میشمرند خیلی بدم می آید، اینها یا ریاکارند یا احمق ...!
پول مثل حس ششم میماند که اگر نباشد آن پنج حس دیگر هیچ سودی ندارند ...!
این را هم میشنوی که میگویند فقر بهترین انگیزهی هنرمند است، اینها نیش فقر را هرگز در جان و تنشان حس نکردهاند ...
اینها نمیدانند که فقر چه بر سر و روزگار آدم می آورد، بال تو را از جای میکند و "روحت را مثل سرطان میخورد ..."
–پایبندیهای انسانی–
#برشی_از_کتاب
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
روز درونگرا رو به همهی درونگراهایی که همهچیزشون توی دنیای درونی خودشون اتفاق میوفته و به ندرت کسی ازشون خبر دار میشه تبریک میگم :)
به اونایی که وقتی کسی رو دوست دارن از درون اکلیلی میشن و فقط توی ظاهر لبخند میزنن؛ به اونایی که وقتی کادوی تولد میگیرن پروانه میشن ولی فقط میتونن بگن ممنونم؛ به اونایی که وقتی میرن توی جمع شلوغ خسته میشن و اونایی که غم دلشون فقط برای خودشونه...
#آیهان_نویس
.
روزی خواهد آمد که عشق گریبان همه را میگیرد، حتی گریبان آنانی که از او فراری بودند و حتی گریبان مردمی را که از این لغت رمانتیک مانند یک نوع گناه یا تمسخر استفاده میکنند.
–ملت عشق–
#برشی_از_کتاب
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉