eitaa logo
شـب آبی ‌
28.3هزار دنبال‌کننده
198 عکس
14 ویدیو
1 فایل
﷽ سرآغاز { 1401/7/10 } سرگشته و حیران در میان کوچه‌ها به دنبال تو می‌گردم؛ فقط می‌خواهم مثل آن شب‌آبی در آغوش تو آرام گیرم! ‌• کپی؟ به جز #آیهان_نویس که نویسنده‌ی خودمون می‌نویسه مانعی نیست☕️ • تبلیغات🌱 @tb_bluenight • صندوق پستی📬 @BluePostman
مشاهده در ایتا
دانلود
‌. ‏«فراموش کردنِ کَسی مثل این است که شبی فراموش کنی چراغ حیاط پشتی را، خاموش کنى. چراغ، تمام روز بعد روشن می‌ماند و نور خورشید مانع فهمیدنت می‌شود. اما تاریکیِ شب بعد، وا می‌داردت که به یاد آوری...» - یهودا عمیخی 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. به کوتاهی آن لحظه‌ی شادی که گذشت، غصه هم می‌گذرد. - سهراب سپهری 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. همان‌قدر که زن را باید فهمید؛ مرد را هم باید درک کرد! همان‌طورکه زن بودن می‌خواهد؛ مرد هم اطمینان می‌خواهد! همان‌قدر که باید قربان صدقه روی بی آرایش زن رفت، باید فدای خستگی‌های مرد هم شد! همان‌طور که باید بی‌حوصلگی‌های زن را طاقت آورد، کلافگی‌های مرد را هم باید فهمید! خلاصه مرد و زن ندارد؛ به نقطه ما شدن که رسیدی بهترین باش برایش! بگذار حس کند هیچ‌کس به اندازه تو درکش نمی کند... - دکتر انوشه 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. ‌کمی آغوش تعارف کن من دلتنگی محضم ‌-طاهره اباذری 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
«در هر قلب مزاری هست که انسان گاه بر آن مزار حاضر می‌شود؛ به نوشته‌های روی سنگ نگاهی می‌اندازد. مزار که نه، گورستانی از یادها و آوازها و رازها. آدم میان مزارها قدم می‌زند و با خودش زمزمه می‌کند: آخرین بار کِی بود؟! » - احمد شاملو 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. کجا رواست که از دستِ دوست هم بِکشد؟ دلی که این همه از دستِ روزگار کشید؟ - شهریار 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. منفورترین خلق خدا، بنده‌ای است که مردم از زبان او بترسند. - امام‌صادق‌علیه‌السلام –اصول‌ کافی جلد۲ صفحه۳۲۳– 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. شدم گمراه و سرگردان، میان این همه ادیان میان این تعصب‌ها، میان جنگ مذهب‌ها یکی افکار زرتشتی، یکی افکار بودایی یکی پیغمبرش مانی، یکی دینش مسلمانی یکی در فکر تورات است، یکی هم هست نصرانی هزاران دین و مذهب هست، دراین دنیای انسانی خدا یکی… ولی, اما هزاران فکر روحانی رها کردیم خالق را گرفتاران ادیانیم تعصب چیست در مذهب؟ مگر نه این که انسانیم اگر روح خدا در ماست… خدا گر مفرد و تنهاست ستیز پس برای چیست؟ برای خود پرستی‌هاست من از عقرب نمی‌ترسم ولی از نیش می‌ترسم از آن گرگی که می‌پوشد لباس میش می‌ترسم از آن جشنی که اعضای تنم دارند خوشحالم ولی از اختلاف مغز و دل با ریش می‌ترسم هراسم جنگ بین شعله و کبریت و هیزم نیست من از سوزاندن اندیشه در آتیش می‌ترسم تنم آزاد، اما اعتقادم سست بنیاد است من از شلاق افکار تهی بر خویش می‌ترسم کلام آخر این شعر یک جمله و دیگر هیچ که هم از نیش‌و میش‌و ریش‌و هم از خویش می‌ترسم - سیمین بهبهانی 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. «گفت: خانه‌ها در غیاب ساکنان‌شان خواهند مرد؛ و سپس به قلبش اشاره كرد.» - محمود درویش 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. دل به دل راه ندارد که به عینی دیدم دل من غرق در آشوب و لبش خندان بود - امیرحسین اثنی‌عشری 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. برخی از ما فکر می‌کنيم دوام آوردن قوی‌ترمان می‌کند، اما گاهی قدرت در رها کردن است. ‌- هرمان هسه 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉