.
همانقدر که زن را باید فهمید؛ مرد را هم باید درک کرد!
همانطورکه زن بودن میخواهد؛ مرد هم اطمینان میخواهد!
همانقدر که باید قربان صدقه روی بی آرایش زن رفت، باید فدای خستگیهای مرد هم شد!
همانطور که باید بیحوصلگیهای زن را طاقت آورد، کلافگیهای مرد را هم باید فهمید!
خلاصه مرد و زن ندارد؛ به نقطه ما شدن که رسیدی بهترین باش برایش!
بگذار حس کند هیچکس به اندازه تو درکش نمی کند...
- دکتر انوشه
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
.
شدم گمراه و سرگردان، میان این همه ادیان
میان این تعصبها، میان جنگ مذهبها
یکی افکار زرتشتی، یکی افکار بودایی
یکی پیغمبرش مانی، یکی دینش مسلمانی
یکی در فکر تورات است، یکی هم هست نصرانی
هزاران دین و مذهب هست، دراین دنیای انسانی
خدا یکی… ولی, اما هزاران فکر روحانی
رها کردیم خالق را گرفتاران ادیانیم
تعصب چیست در مذهب؟ مگر نه این که انسانیم
اگر روح خدا در ماست… خدا گر مفرد و تنهاست
ستیز پس برای چیست؟ برای خود پرستیهاست
من از عقرب نمیترسم ولی از نیش میترسم
از آن گرگی که میپوشد لباس میش میترسم
از آن جشنی که اعضای تنم دارند خوشحالم
ولی از اختلاف مغز و دل با ریش میترسم
هراسم جنگ بین شعله و کبریت و هیزم نیست
من از سوزاندن اندیشه در آتیش میترسم
تنم آزاد، اما اعتقادم سست بنیاد است
من از شلاق افکار تهی بر خویش میترسم
کلام آخر این شعر یک جمله و دیگر هیچ
که هم از نیشو میشو ریشو هم از خویش میترسم
- سیمین بهبهانی
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉