﷽
سرآغاز { 1401/7/10 }
سرگشته و حیران در میان کوچهها
به دنبال تو میگردم؛
فقط میخواهم مثل آن شبآبی
در آغوش تو آرام گیرم!
• کپی؟ به جز #آیهان_نویس که نویسندهی خودمون مینویسه مانعی نیست☕️
• تبلیغات🌱 @tb_bluenight
• صندوق پستی📬 @BluePostman
.
کسی نخواهد دانست که زیر هجوم ِ افکار، چگونه هر تکهام به گوشهای از این اتاق افتاد و صبح بیآنکه همراهی داشته باشم خودم را با زجر جمع کردم و ادامه دادم.
- امیرمحمد عبداللهی
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
.
گفت: «یک چیزهایی در زندگی هست که باید بپذیری! پذیرفتن، آدم را آرام میکند.»
به نظر من اما، پذیرفتن، یک فعل دردناک است!
پذیرفتن یعنی قبول کردن. یعنی کنار آمدن. یعنی بیخیال شدن! یعنی تسلیم شدن.
یعنی دست از جنگیدن برداشتن. یعنی رها کردن…
- سیمین کشاورز
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
آنجا یک قهوهخانه بود اما ننشستیم به نوشیدن دوتا استکان چای. چرا؟ دنیا خراب میشد اگر دقایقی آنجا مینشستیم و نفری یک استکان چای میخوردیم؟!
عجله، همیشه عجله... کدام گوری میخواستم بروم؟
من به بهانهی رسیدن به زندگی، همیشه زندگی را کشتهام.
- محمود دولت آبادی
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉