.
از حال زار نامه برت حرف میزنند
از این سفیر در به درت حرف میزنند
در مسجدی که عطر علی میوزد از آن
از بینمازی پدرت حرف میزنند
نیزه فروشهای نظر تنگِ چشم شور
از قد و قامت قمرت حرف میزنند
کار از بهای گندم ری هم گذشته است
از قیمت سر قمرت حرف میزنند
دیدم کنیزهای دمبخت بیجهاز
از دختران در سفرت حرف میزنند
دیدم که در محلهی خورجین فروشها
خولی و شمر پشت سرت حرف میزنند
- وحید قاسمی
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
.
میگفت: احساسات محو میشن.
اما به نظر من احساسات محو نمیشن، اونا تبدیل میشن؛ جاشون رو میدن به یه حس دیگه.
#آیهان_نویس
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
.
بعضی چیزها را نمیشود گفت. بعضی چیزها را احساس میکنید؛ رگ و پی شما را میتراشد، دل شما را آشوب میکند اما وقتی میخواهید بیان کنید، میبینید که بی رنگ و جلاست! درست مانند تابلوییست که شاگردی از روی کار استاد ساخته باشد، عینا همان تابلوست اما آن روح، آن چیزی که دل شما را میفشارد در آن نیست.
- بزرگ علوی
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉