eitaa logo
شـب آبی ‌
27.7هزار دنبال‌کننده
194 عکس
13 ویدیو
0 فایل
﷽ سرآغاز { 1401/7/10 } سرگشته و حیران در میان کوچه‌ها به دنبال تو می‌گردم؛ فقط می‌خواهم مثل آن شب‌آبی در آغوش تو آرام گیرم! ‌• کپی؟ به جز #آیهان_نویس که نویسنده‌ی خودمون می‌نویسه مانعی نیست☕️ • تبلیغات🌱 @tb_bluenight • صندوق پستی📬 @BluePostman
مشاهده در ایتا
دانلود
کدام شعرت را در یک صبح بارانی نوشته‌ای؟ بعد از آنکه انگشتان خیسِ ابر آنقدر به شیشه‌ی پنجره زد تا بیدارت کرد، همان را در گوش من زمزمه کن. - لیلا کردبچه 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. در این زمینِ تشنه، مُردن جورِ دیگر بود ما گرچه خشکیدیم اما چشم‌ِمان تر بود آواره‌ها آواره‌ها را خوب می‌فهمند ما مثل هم بودیم، غم با غم برابر بود از آسمانْ دیگر نگاهی سمتِ پایین نیست امشب دعا کردیم، اما بارِ آخر بود ما در رژیمی بی‌تعادل رشد می‌کردیم غم چاق‌تر می‌شد ولی لبخند لاغر بود آوارگی: آزاد! غم: آزاد! مرگ: آزاد... هر اتفاقی غیرِ خندیدن میسّر بود! راهی به جز در چاه ماندن پیشِ پایم نیست در روزگاری که برادر نابرادر بود چون غده‌ای بدخیم کم‌کم بیشتر می‌شد خشمی که بین شعرهای من شناور بود گرگی که ما را بُرد، ما را کشت، ما را خورد تا لحظه‌ی آخر گمان کردیم مادر بود! من آخرین برگم! ولی این باد بی‌رحم است دنیا زمینِ جنگ‌های نابرابر بود رویای ما در تورِ ماهیگیرها جا مانْد ای رودِ من... بدرود شاید منطقی‌تر بود ما چشم‌ها را با اسید و اشک می‌شستیم دیدیم... اما مرگ پایان کبوتر بود! - حامد ابراهیم‌پور 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. از خواب خسته‌ام. به چیزی بیشتر از خواب نیاز دارم. چیزی شبیه به بی‌هوشی، برای زمان طولانی. - عباس معروفی 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. به باغ راهِ خزان و زمستان نتوان بست به روی بخت درِ روزگار نتوان بست - حزین لاهیجی 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. مرا به گوشه‌ی آغوش خویش دعوت کن مگر به جز تو کسی گوشه‌ی دلم دارم؟! - معصومه‌ صابر 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. چنان یک کودک گریه کردم. همان گونه خالی، همان‌طور بی‌معنی و بی‌دلیل... زیرا که من خیلی به ناحق از تو دور هستم! - ناظم حکمت 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. حرف را می‌شود از حنجره بلعید و نگفت وای اگر چشم بخواند غم ناپیدا را - فرجی 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. شاید فراقی که در این روزها ناچار به پذیرش اش هستیم، خود سودمند باشد. چیزهای بزرگ را تنها می توان از دور دید. –نامه‌های عاشقانه‌ی یک پیامبر– 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. عاقبت راز دلم را به لبانش گفتم - فاضل نظری 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. در قفل فرو بسته‌ی غم‌های دل خویش آن کهنه کلیدیم که دندانه نداریم - حزین لاهیجی 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
. هرقدر شب سیاه‌تر، فکرها عجیب‌تر، یادها عمیق‌تر و احساس‌ها رقیق‌تر. چه دارد این شب در خود؟ که روز، در تلقین آن به آدمیان، عاجز مانده؟ - نرگس صرافیان 𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉