.
تو به آیینه، نه! آیینه به تو خیره شده ست
تو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندید
و اگر بغض کنی
آه از آیینه دنیا، که چهها خواهد کرد
گنجه دیروزت، پر شد از حسرت و اندوه و چه حیف!
بسته های فردا، همه ای کاش ای کاش!
ظرف این لحظه، ولیکن خالی ست
ساحت سینه، پذیرای چه کس خواهد بود
غم که از راه رسید، در این خانه بر او باز مکن
تا خدا، یک رگ گردن باقی ست
تا خدا مانده، به غم وعده این خانه مده
- سهراب سپهری
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
.
زخمی اگر بر قلبت بنشیند، تو نه مىتوانی زخم را از قلبت وابکنی و نه مىتوانی قلبت را دور بیندازی. زخم، تکهای از قلب توست.
زخم اگر نباشد، قلبت هم نیست. زخم اگر نخواهی باشد، قلبت را باید بتوانی دور بیندازی.
قلبت را چگونه دور مىاندازی؟ زخم و قلبت یکی هستند.
- محمود دولت آبادی
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉