.
آنگاه که غرور کسی را له میکنی
آنگاه که بندهای را نادیده انگاری
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران میکنی
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش میکنی
آنگاه که حتی گوشت را میبندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی!
آنگاه که خدا را میبینی و بندهی خدا را نادیده میگیری
میخواهم بدانم، دستانت را به سوی کدام آسمان دراز میکنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟!
- سهراب سپهری
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
.
شانهات را دیر آوردی، سرم را باد برد
خشتخشت، آجرآجر، پیکرم را باد برد
من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند
نیمم آتش سوخت، نیم دیگرم را باد برد
از غزلهایم فقط خاکستری مانده به جا
بیتهای روشن و شعلهورم را باد برد
با همین نیمه، همین معمولی ساده بساز
دیر کردی، نیمهی عاشقترم را باد برد
- حامد عسکری
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉
این فرازهای دعای عرفه چقدر زیبا نشون میده که خدا تو اوج ناامیدی، جایی که فکر میکنی دیگه هیچ راهی برات نمونده، دستت رو میگیره. فقط کافیه ازش بخوای ✨📿🌱:)
يا مُقَيّضَ الرَّكبِ ليوسُفَ في البَلَدِ القَفرِ وَمُخرِجَهُ مِنَ الجُبِّ وَجاعِلَهُ بَعدَ العُبوديّةِ مَلِكاً
ای آنکه کاروان را برای نجات یوسف در سرزمین بیآب و گیاه برانگیخت، و او را از چاه بیرون آورد و پس از بردگی به پادشاهیاش رساند
يا رادَّهُ عَلَىٰ يعقوبَ بَعدَ أنِ ابيضَّت عَيناهُ مِنَ الحُزنِ فَهوَكظيمٌ
ای آنکه یوسف را به نزد یعقوب پس از آنکه دو چشمش از اندوه سفید شد و دلش آکنده از غم بود بازگرداند
يا كاشِفَ الضُّرِّ وَالبَلوَىٰ عن أيُّوبَ
ای آنکه رنج و بلا را از ایّوب دور ساختی
وَمُمسِك يَدَيْ إبراهيمَ عن ذِبحِ ابنِهِ بَعدَ كبَرِ سِنِّهِ وَفَناءِ عُمُرِهِ
و دست ابراهیم را پس از سالخوردگی و در پایان زندگی از کشتن فرزندش باز داشتی
يا مَنِ استَجابَ لِزَكَريّا فَوَهَبَ لَهُ يحيى وَلَم يَدَعهُ فَردًا وَحيدًا
ای آنکه دعای زکرّیا را اجابت کرد و یحیی را به او بخشید و او را یگانه و تنها وا نگذاشت
𝒷𝓁𝓊𝑒𝓃𝒾𝑔𝒽𝓉