[ یک ثانیه خورشیدم و یک ثانیه ابرم
تلفیق غم و شادی و دلتنگی و صبرم ]
[ دل من گم شد، اگر پیدا شد
بسپارید امانات رضا
و اگر از تپش افتاد دلم
ببریدش به ملاقات رضا
از رضا خواستهام تا شاید
بگذارد که غلامش بشوم
همه گفتند محال است ولی
دل خوشم من به محالات رضا… ]
آبی ترین ستارهیِ من ؛
به افسون کدامین شعر در دام من اُفتادی /؟
گَر از یادم رود عالم
تو از یادم نخواهی رفت
از حدود ساعتای هشت به بعد شب ، اگه از خیابونا مخصوصا نزدیک میدونا رد شی یه بوی سوختنی میاد ، یه چیزی مثل دماغسوخته🤷🏻♀