eitaa logo
ʙʟᴜᴇ sᴛᴀʀ)
95 دنبال‌کننده
134 عکس
67 ویدیو
0 فایل
برای ناگفته ها و انتقادات https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_9qii0k&btn=Star
مشاهده در ایتا
دانلود
مرگ از عوارض جانبی زندگیه"
به گمان من، مرگ آن نقطه‌ی سفید روی مانیتور نیست. مرگ، تولد است.تولدی برای دنیای دیگر. اما به راستی مرگ چیست؟ تا به حال چند بار مُرده‌ای؟ مرگ وقتی نیست که دیگر نفس نمی‌کشی. مرگ وقتی است که نفس می‌کشی اما فراموش کرده‌ای هوا چه مزه ای بر روی زبان دارد. مرگ وقتی است که آسمان را نگاه می‌کنی، و دیگر آبی‌ای در کار نیست. فقط یک غشای بی‌رنگ که می‌گویی: «کاش ابر بیاد. گرم است.» مرگ وقتی است که قاصدک را زیر پا له می‌کنی، و نه‌تنها دیگر باور نداری آرزوها را برآورده می‌کند، بلکه فراموش کرده‌ای که روزی برای یک آرزو چقدر دنبال قاصدک بودی. مرگ وقتی است که از کنار گربه‌ها می‌گذری بدون سلام، نه چون دیرت شده، بلکه چون دیگر نمی‌دانی سلام کردن به یک موجود کوچک، با کدام بخشِ روحِ تو گره خورده بود. مرگ وقتی است که به کارت می‌رسی، باشگاه می‌روی، ساز می‌زنی، مهمانی، درس، رفاقت، همه‌ی شکل‌های زندگی را حفظ می‌کنی، اما هیچ‌کدام دیگر به تو برنمی‌گردند. انگار هر کاری را از پشت یک شیشه می‌کنی. احساسات خاموش نشده‌اند. احساسات بازنشسته شده‌اند. دیگر برایت کار نمی‌کنند. قلب هست، اما تاریک نیست. تاریکی یعنی هنوز چیزی برای دیدن هست. قلب تو دیگر «غار» شده. نه تاریک، نه روشن. فقط خالی. مرگ آن نیست که نبض نباشد. مرگ آن است که چیزِ زیادی برای تپیدن باقی نمانده باشد. انتظار، مرگ است. دلزدگی، مرگ است. نومیدی، مرگ است. تاریکی آینده‌ی نامعلوم، مرگ است. اما عمیق‌ترین مرگ، این است که دیگر فرقی نکند کدام‌شان بیاید..
حرف های ما هنوز ناتمام تا نگاه می کنی وقت رفتن است و باز هم همان حکایت همیشگی پیش از آن که با خبر شوی لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود آی، ای دریغ و حسرت همیشگی ناگهان چه قدر زود دیر می شود! _قیصر‌ امین‌پور
شبیه نهنگ بود؛آن‌چنان در اقیانوسِ تنهایی‌اش فرو می‌رفت که جستنش میانِ انبوهِ مولکول‌های غم طاقت‌فرسا می‌شد.
و من پرندگان غمگین زیادی را دیدم که هنوز پرواز می‌کنند..
شدم‌ غرق تو رو‌ عرش کشتی پنج صبح تا یه روز خوب هر جایی یه دوست‌ بمون!)