هدایت شده از کانال محسن آریانیک
ما عاشورای ۶۱ رو ندیدیم
ولی
۹ اسفند ۱۴۰۴ رو دیدیم
هلهله می کردند...
حسین رفت ته گودال،عزتش برا ما شد
حسین زخمی شد اما،زخم ما مدارا شد
سرش رفت روی نیزه،نور عالم ما شد:)..
هر کس که الان اینجا و تو این چنله خب با چیزایی که تا الان گذاشتم اگر اعتقاداتش باهاش نمیخوند تا الان لفت داده بود
ما مذهبیا یا اون قشر جامعه ای که الان به دین اعتقاد دارن واسمون عادی شده مثلا به شخصه من چادری توی روز از مادرم با حجاب و چادرم خداحافظی کنم برم بیرون با دوستام و ... ولی خیلی ها هستن این آرامش رو ندارن. طرف اومده بود میگفت من خانوادم اگه یه حجاب ساده داشته باشم نمیزارن از در خونه برم بیرون!یکی دیگه بود میگفت وقتی میخوان برن بیرون چون من چادر میپوشم تو خیابون شبیه یه غریبه باهام رفتار میشه نه عضوی از خانواده. و چند شب پیش هم یک بنده خدایی رو تو هیئتمون دیدم میگفت بعد 10 شب گریه و زاری خانوادم اوردنم هیئت اونم فقط گذاشتنم و گفتن دو ساعت دیگه میایم دنبالت(حتی نمیتونست تا اخر مراسم بمونه)
ما برامون عادی شده که تو خانواده ای باشیم که به اعتقاداتمون احترام گذاشته میشه. خب منطقم میگه عادی بشه ولی بیاید تو جامعه یک چیز هایی رو ببینید و بعدش شکر کنید که توی اون شرایط نیستید..
گفتم که بدونید اون چیزی که برای شما یک روزمرن برای یک سری افراد یک آرزوی دست نیافتنیه..
میدانی ویلیام بلاخره روزی میرسد که انسان میپذیرد که بعضی از ارزو ها قرار است برای همیشه در شکوه یک رویا باقی بماند..!