"از جزییاتِ کوچکِ کم اهمیتِ مهر ماه"
می ترسم.
سردرگمم.
نمیدونم قراره چی بشه.
نگرانم.
این نگرانی مثل اون جادویِ پری سیندرلا دورم می پیچه و لباس دیگه ای به تن شادم می پوشونه.
قلبم انگار تو گلوم می تپه و مزه دهنم رو تلخ می کنه.
خسته ام.کاش همه ایناخواب بود.