eitaa logo
بُعد چهارم
405 دنبال‌کننده
10.8هزار عکس
4.7هزار ویدیو
114 فایل
بعدی از تحلیل های سیاسی، فرهنگی، سلامت مخصوص آنهایی که همیشه از منظر دیگر مینگرند و همیشه راه سوم را خلق میکنند! بعد چهارم، بعد زمان است... کپی و نشر آزاد است با ذکر یک صلوات جهت ظهور #دکتر_زهراسادات_اخلاقی MD,PHD ارسال نظرات @tasnimnargess
مشاهده در ایتا
دانلود
⭕️بسیار مهم 📍مجموع بیانات صریح و شفاف امام شهید در خصوص مذاکرات همراه با ذکر تاریخ. 🔺حالا که پزشکیان از بازخوانی سخنان امام شهید در خصوص مذاکرات ناراحت است و روایتی خلاف واقع از نظر امام شهید تعریف می‌کند، این صحبت‌ها را آنقدر نشر دهیم که قابل مصادره به مطلوب توسط عاشقان تسلیم در برابر آمریکا نباشد. 🔻امام و کودکان بیگناه میناب ما را با فتنه مذاکره به قتلگاه بردند. 🔺اگر می‌خواهید با امام جوان انقلاب هم همین کار را نکنند، از امشب در کنار پرچم، حتما یک پلاکارد از بیانات رهبر شهید انقلاب در خصوص مذاکرات را بدست داشته باشید.
*پیام ارسالی یکی از زائران بیت‌الله الحرام که امسال توفیق داشتن به حج مشرف شوند* رحمت و رضوان خدا بر قائد شهید ما که ایران و ایرانی، بلکه اسلام و مسلمین، مخصوصا شیعیان را عزیز کرد. از وقتی اومدیم عربستان روزی نبوده که به خاطر ایرانی بودنمون بهمون احترام نذارن. توی مدینه: راننده مصری که با دستاش لایک نشون می‌داد و می‌گفت: ایران، أحب؛ ایران، مقاوم؛ بعدش صدای موشک درمی‌آورد. یا مغازه‌دار کنار هتل که وقتی از کنارش رد می‌شدیم، آروم می‌گفت: شیعه، عزیز اون یکی مغازه دار که تحویلمون می‌گرفت و باهامون شوخی می‌کرد و آخرش می‌گفت: ببخشید، أمزح! اون جوون دانشجوی پاکستانی که کنار من نشسته بود و مشغول حل مسائل ریاضی بود؛ وقتی که بلند شد بره، با لبخند بهم گفت: ایرانی؟ ماشاءالله؛ انگار دلش می‌خواست اون یه ساعتی که کنار هم بودیم، باهام از عزت ایران بگه، اما دوربینای مجهز به هوش مصنوعی، مانع می‌شدن. اون چند تا افغانستانی که با فارسی حرف زدنشون، خودشون رو هم‌زبون ما می‌دونستن و به این هم‌زبونی افتخار می‌کردن و به هر بهانه‌ای باهامون هم‌کلام می‌شدن. اون پلیس داخل مسجد النبی که وقت نماز، در حالی که با بقیه برخورد خوبی نداشت، به ما اجازه می‌داد که روی سنگ‌فرش نماز بخونیم. اون پسر نظافتچی مسجد النبی که وقتی دید خیلی وقته دارم قرآن می‌خونم، برام یه لیوان آب آورد. اون پلیسای امر به معروف که تا می‌فهمیدن ایرانی هستیم، ترجیح می‌دادن خودشونو بزنن به اون راه توی مکه: موقع اولین ورود به هتل، مراسم استقبال از کاروان کرمانی‌ها با شربت و شیرینی خامه‌ای همراه با پخش صوت رهبر شهید که سلام به چهارده معصوم میدن؛ پخش سرود جمهوری اسلامی که اینقدر برامون جالب بود که همه بلند تکرار می‌کردیم؛ بعدشم صلوات خاصه امام رضا علیه السلام ورودی مسجد الحرام زن و مردی که ظاهراً اروپایی بودن، وقتی زنه پرچم روی دوشمون رو دید، با هیجان زد به شوهرش و گفت: نگاه کن ایرانی، ایرانی! بعدش شروع کرد فیلم گرفتن بازم توی مسجد الحرام مثل مسجد النبی صدای ماشاءالله گفتن مردمی که می‌فهمیدن ما ایرانی هستیم. از همه اینا جالبتر، وقتی دیشب داشتم طواف مستحبی انجام می‌دادم، حس کردم یکی از پشت سرم دست گذاشته روی شونه‌ام؛ اولش توجه نکردم؛ چون توی اون شلوغی، برای اینکه نخوری زمین، گرفتن دیگران طبیعیه؛ اما وقتی دیدم خیلی وقته که دستشو بر نمی‌داره و داره شونه‌ام رو ماساژ میده، رومو برگردوندم، دیدم یه جوون قد بلند و رشید پشت سرمه و با لبخند و البته با احتیاط (به خاطر دوربینای مجهز به هوش مصنوعی)، گفت: ایران، عزیز؛ نصرکم الله و مرتب دعا می‌کرد؛ بعدش شونه‌ام رو فشرد و از کنارم رد شد و گفت: ماشاءالله! جلو که افتاد،. دیدم پشت لباس احرامش نوشته: شؤون الحاج العراقی خلاصه ما خیلی عزیزیم و این عزت رو مدیون اون مردی هستیم که دستش توی دست اهل بیت بود؛ پاشو جای پای اهل بیت می‌ذاشت؛ گوشش به فرمان ولی عصر بود؛ توکلش به خدا بود و ایران و ایرانی رو دوست داشت و همه ما رو عزیز کرد. *هدیه به پیشگاه ملکوتی قائد شهید صلوات *