eitaa logo
بُعد چهارم
406 دنبال‌کننده
10.8هزار عکس
4.8هزار ویدیو
115 فایل
بعدی از تحلیل های سیاسی، فرهنگی، سلامت مخصوص آنهایی که همیشه از منظر دیگر مینگرند و همیشه راه سوم را خلق میکنند! بعد چهارم، بعد زمان است... کپی و نشر آزاد است با ذکر یک صلوات جهت ظهور #دکتر_زهراسادات_اخلاقی MD,PHD ارسال نظرات @tasnimnargess
مشاهده در ایتا
دانلود
خداروشکر تک تک اینا رو به چشم خودمون دیدیم و توی رسانه‌ها ثبت شدن وگرنه مذاکره‌پرستان کلاغ رو جای طاووس بهمون می‌فروختن! @AliEbnehava
💢 انجام وظیفه مسئولین مهمترین عامل وحدت ▪️احزاب و رسانه‌های آنان از جملات مربوط به وحدت را پررنگ کرده، البته نه برای ایجاد وحدت بلکه برای بستن دهان مردم مبعوث شده جهت جلوگیری از مطالبات به حق آنها ▪️اما اگر بادقت پیام امام را بخوانید جواب این زرنگ‌بازی همیشگی احزاب داده شده است به طور مثال مطالبه رهبری از نمایندگان که: ۱ـ وظایف خود را در تراز ملت مبعوث شده انجام دهند(یعنی شما هم خود را به مردم برسانید) ۲ـ منافع ملی و مطالبات عمومی را بر نیازها و منافع گروهی و جناحی و منطقه‌ای ترجیح دهند(یعنی شما مسئولین هستید که با جناح‌بازی عامل تفرقه می‌شوید) ▪️اما این است که ایشان ضمن پیام خود با بیانی در تراز امام المسلمین و پدر جامعه نقدهای خود را هم بیان می‌کنند ➖به طور مثال انتقاد به، پیام را با دقت بخوانید متوجه می‌شوید که اگر یک نماینده بخواهد به وظایف خود عمل کند با این تعطیلی امکان پذیر نیست ➖برای نمونه این کلمات: •نقش مهم مجلس در •نماینده حقیقی ملت از جنس ملت •انجام مسئولیت در تراز ملت مبعوث شده •کار و ابتکار مضاعف و تسریع و تعمیق در و نظارت •صندلی نمایندگی به مثابه سنگر خط مقدم •رفتار مجاهدانه و حفظ استقلال نمایندگان مجلس با مواضع، مصوبات و خود •اصلاح برنامه هفتم پیشرفت • و ارتباط گسترده با مردم و فساد‌ستیزی همه‌جانبهاعلام مواضع شفاف و مقتدرانه در برابر زیاده‌خواهی مستکبران [که البته باید] در کنار پرهیز از اختلافات پوچ‌ سیاسی باشد ✍ محمد یوسفی @m_yusofi59
روزی سلطان محمّدخدابنده بر همسر خود خشم گرفت و در یک جلسه او را سه طلاقه کرد؛ ولی به دلیل علاقۀ بسیاری که به وی داشت, خیلی زود از کردارِ خویش پشیمان شد و به همین خاطر عالمان سنی را دعوت نمود و از آنان مشورت خواست. آنها گفتند: هیچ راهی وجود ندارد، مگر این که نخست فرد محلّل (فردی غیر از سلطان) با او ازدواج کند, سپس مجدداً سلطان میتواند با او ازدواج کند. سلطان گفت: برای من پذیرشِ این امر، بسیار سخت است. آیا راه دیگری وجود ندارد؟ شما علما در بسیاری از مسائل با یکدیگر اختلافِ نظر دارید , فقط در همین یک مسئله همه باهم اتفاق نظر دارید؟! گفتند : بله. در این هنگام یکی از مشاوران اجازۀ سخن خواست و اظهار داشت: جناب سلطان! در شهر علامه ای زندگی میکند که چنین طلاقی را باطل میداند، خوب است او را نیز احضار نموده و نظر او را جویا شوید.(منظورِ وی، علامه حلی بود.) عالمان سنی بر آشفتند و گفتند: آن عالم، رافضی مذهب بوده و رافضیان, افرادی کم عقل و بی خِرَد میباشند و اصلا در شأنِ سلطان نیست که چنین فردی را به حضور بپذیرد. سلطان گفت: به هر حال دیدن او خالی از فایده نیست و دستور داد علامه حلی را در محضر او احضار نمایند. وقتی علامه وارد مجلس سلطان محمّد خدابنده شد, علمای مذاهب چهارگانه ی اهل سنت نیز در آن جلسه حاضر بودند. علامه بدون هیچ ترس و واهمه ای نعلینِ (کفش) خود را به دست گرفت و خطاب به همۀ حاضران سلام کرد و آنگاه یک راست به سمت سلطان رفت و در کنار او نشست. عالمان سنی رو به سلطان کرده و گفتند : دیدید؟ ما نگفتیم شیعیان, افرادی سبک سر و بی عقل میباشند؟! سلطان گفت: او عالِم است. دربارۀ رفتار او از خودش سؤال کنید. آنها به علامه گفتند: چرا به سلطان سجده نکردی و آداب تشریفاتِ حضور را به جا نیاوردی؟ علامه گفت: رسولِ خدا از هر سلطانی برتر و بالاتر بود و کسی بر او سجده نکرد، بلکه فقط به آن حضرت سلام می‌کردند و خدای تعالی نیز فرموده است : (چون داخل خانه ای شدید به یکدیگر سلام کنید، سلام و درودی که نزد خداوند مبارک و پاک است.) از سوی دیگر به اتفاق ما و شما، سجده برای غیر خدا حرام است. پرسیدند: چرا جسارت کردی و کنار سلطان نشستی؟ علامه پاسخ داد: چون جای دیگری برای نشستن نبود و از طرفی سلطان و غیرسلطان با یکدیگر مساوی اند و این جسارت به محضر سلطان نیست. پرسیدند: چرا کفش های خود را به داخل مجلس آوردی؟ آیا هیچ آدم عاقلی در محضرِ سلطان و چنین مجلسی این گونه رفتار میکند؟ علامه گفت: ترسیدم حَنَفی ها کفش هایم را بدزدند همانگونه که ابوحنیفه، نعلینِ رسول اکرم را دزدید. علمای حنفیِ حاضر در آن مجلس برآشفتند و فریاد زدند : چرا دروغ میگویی؟ این تهمت است. ابوحنیفه کجا و زمان پیامبر کجا؟ ابوحنیفه صد سال پس از پیامبر تازه به دنیا آمد. علامه گفت: ببخشید اشتباه از من بود. احتمالا شافعی , نعلینِ پیامبر را سرقت کرده است. این بار صدای شافعی ها درآمد که شافعی در روز مرگِ ابوحنیفه و دویست سال پس از شهادت پیامبر دیده به جهان گشوده است. علامه گفت: چه میدانم! شاید کار مالِک بوده است. علمای مالکی هم مثل حنفی ها و شافعی ها و به همان شیوه اعتراض کردند. علامه گفت: پس فقط احمد بن حنبل میماند.قطعا سارق احمد بن حَنبل است. حنبلی ها هم برآشفتند و به اعتراض و انکار پرداختند. در این لحظه علامه رو به سلطان کرد و گفت : جناب سلطان! ملاحظه کردید که اینان اقرار کردند هیچ یک از رؤسای این مذاهبِ چهارگانۀ اهل سنت در زمان حیات رسول خدا حاضر نبوده اند و حتی صحابۀ آن حضرت را هم ندیده اند... سلطان گفت: آیا این حرف صحیح است؟ عالمان سنی گفتند: بله هیچ یک از این چهار نفری (که رئیس مذاهب اهل سنت میباشند), رسول خدا و صحابۀ آن حضرت را درک نکرده اند آنگاه علامه گفت : ولی ما شیعیان , پیرو آن آقایی هستیم که به منزلۀ نَفس و جانِ رسول خدا بود و از کودکی در دامان پیامبر پرورش یافت و بارها و بارها از سوی آن حضرت به عنوان وصی و جانشین رسول خدا معرفی شد. سلطان که متوجه حقانیت مذهب شیعه شده بود پرسید: نظر شیعه دربارۀ این طلاق چیست؟ علامه پرسدید: آیا جنابعالی طلاق را در سه مجلس و در محضر دو نفرِ عادل , جاری نموده اید سلطان گفت: نه! علامه گفت: در این صورت طلاق باطل میباشد چون فاقد شرایط صحت است. آنگاه سلطان محمّد خدابنده به دست علامه شیعه شد و به حاکمان شهرهای تحت فرمانش نامه نوشت که از این پس با نام ائمۀ دوازدهگانه ی شیعه خطبه بخوانند و به نام ائمە ی اطهار , سکه ضرب کنند و نام آنان را بر در و دیوار مساجد و مشاهد مشرفه حک نمایند. ارسال به دیگر گروه ها ترویج امر ولایت و امامت است لطفا از ارسال دریغ نکنید. ❤️الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه علی‌ابن ابیطالب❤️