eitaa logo
بُنِ‌موزیِ‌یاموزگار ؛
74 دنبال‌کننده
287 عکس
149 ویدیو
8 فایل
آقا قصه از اونجایی شروع شد که ؛ زبونم نچرخید و به بنِ ماضیِ آموزگار گفتم بن موزی یاموزگار .. 🦦 به محتوا ناخونک نزن ، جیزه 🌵 بمون برنج خیس کردم⁦⁦  ⁠◕⁠‿⁠◕⁠ 
مشاهده در ایتا
دانلود
💢خائنان به وطن هر کجا که باشند، از چشم بینای سازمان اطلاعات سپاه در امان نیستند 🔹این مزدور رسانه‌ای اسرائیل در کم‌تر از یک ساعت پس از ارسال و انتشار ویدیو برای شبکه‌ های اسرائیلی، با اشراف اطلاعاتی و امنیتی پاسداران سازمان اطلاعات سپاه، دستگیر شد. 🔹دستگیری شما هم لذت بخش بود ((: 📡 https://eitaa.com/amniyatemahalat https://ble.ir/amniyatemahalat https://t.me/amniyatemahalat
هدایت شده از امیر اسدی
📝اوریت پرلوف، استاد دانشگاه اسرائیلی : 🔴کودکان ایرانی را بکشید🔴 «فرزندانشان را بمباران کنید، نه زیرساخت‌هایشان را. والدین سزاوار دیدن مرگ فرزندانشان هستند. دو سال طول کشید تا این کار را در غزه انجام دهیم. ما هنوز این کار را در لبنان انجام نداده‌ایم.» کانال 👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/1837302848C78fb866af2
هدایت شده از 𝐠𝐢𝐟 _ 𝐭𝐚𝐤 🎭
🔴اموال یگانه توقیف شد. / قوه قضائیه اعلام کرده است که با افرادی که با دشمن متخاصم همراهی کرده‌اند، با قاطعیت برخورد خواهد کرد و اموال آن‌ها را توقیف میکند. ‌
هدایت شده از حریر عادلی
قصه آقا جواد از بچه های گروه جهادی صندلی و دوربین و تجهیزات آماده است، اما آقا جواد مث ماهی لیز میخوره از دست ما، بلاخره پیداش میکنند و میارن که چند دقیقه بشینه جلوی دوربین، 22 سالشه و درسش به زودی تموم میشه، اما چند ساله پای کار اردوی جهادی تو مناطق محرومه، چهره اش خیلی کم سن تر به نظر میاد، ولی تجربه اش بیشتر از سنشه، مدیر یکی از گروه های جهادیه، ازش پرسیدم واکنش مردم چی بود به حضور شما؟ گفت : حیرت ! مردم اولش باور نمی‌کردند که عده ای بدون پول بدون هیچ توقعی بیان کمک ما کنند حتی میگفتند که ما اگه به فک و فامیل خودمون بگیم کسی نمیاد کمک ولی حضور ما رو می‌دیدند و حیرت میکردند که چطور از شهرستان ها این بچه ها اومدند کمک ما، حتی بین بچه های ما کسی هست که انسولین می‌زنه، کسی هست که تو عید خانواده اش رو رها کرده، یکی از بچه ها هست که چند روز دیگه بله برونشه، ولی اینجاست به جای اینکه کارای مراسم خودشو بکنه. مردم وقتی که می‌دیدند کارشون رو انجام دادیم، خیلی به ما محبت میکردند... پرسیدم: برخورد بد هم دیدین ؟ قبل از اینکه جواب بده میگه: مردم حق داشتند، خونشون خراب شده و عصبی بودند، آره برخورد بد بوده، به بچه ها توهین میکردند ولی ما چیزی نمیگفتیم و می‌رفتیم در خونشون رو جوشکاری میکردیم که دزد نزنه، از وسایلشون مراقبت میکردیم، بعدا متوجه می‌شدند که ما این کارا رو انجام دادیم، ازمون عذرخواهی میکردند 🥺 یه خانواده ای بود که خارج از کشور بودند، راهروی ساختمونشون کامل تخریب شده بود، هیچ راهی نبود که کسی بره خونشون و برآورد خسارت کنه و یک هفته کارشون گیر بود، ما رفتیم با بچه ها، کمک کردیم راهرو و محل عبور درست کردیم برای کارشناس، بعدا مدیر ساختمون بهمون گفت که این خانواده خیلی خوشحال شدند و ازمون تشکر کردند و گفتند ما کشور دیگه ای هستیم ولی چون شما بچه ها هستین خیالمون راحته، ما قبلش نمیدونستیم که اینجوریه، رفتیم دلی کار کردیم ولی بعدش برامون پیام فرستادند بچه ها خیلی انرژی گرفتند. پرسیدم که جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان تو تهران کار جهادی کردید و قبلش هم توی مناطق محروم ایران، فرق اینا با هم چی بود؟ کدوم کار رو بیشتر دوست داشتین؟ جواب داد: از لحاظ دوست داشتن، کار توی مناطق محروم رو دوست داشتیم چون ما داشتیم به پیشرفت کشور کمک میکردیم. ولی الان توی جنگ جایی هستیم که مردم آسیب دیدند، یعنی از درجه منفی بیاریم تازه نقطه صفر و شروع، برای ما رشد دادن کشور دوست داشتنی تره اما ضرورت اینه که الان اینجا باشیم، من همیشه به بچه ها میگم، این میز برش شیشه که داریم روش کار میکنیم یک لانچره، که اهمیت کاری که انجام میدیم کمتر از پرتاب موشک برای کشورمون نیست... اینجای مصاحبه حس کردم چقدر کوچیکم، از خودم خجالت کشیدم، از ناز نازی بودنم، جواد ساده و بی تکلف از آرمانش حرف میزد، محکم و پر از امید و نشاط بود و من شرمنده شدم.. پرسیدم جمله ای که باهاش به مردم دلداری میدید چیه؟ گفت میگیم: کنارتیم، مردم گاهی می‌پرسند: شما فردا هم هستین؟ ( با یه لحن مردد) و خودش با لحن محکم جواب میده که بهشون می‌گفتیم: آره، تا آخرش هستیم ! شما تنها نیستید... اکثر بچه ها سن و سال کمی دارند و خانواده های آسیب دیده به چشم خواهر و برادرشون به ما نگاه می‌کنند 🙂 ( تو کلام جواد یک کلمه شکایت از مردم نیست، با اینکه می‌دونم این روزها توهین کم نشنیده اما اگرم چیزی بگه، با خنده تعریف می‌کنه) جواد می‌گه بعضی از مردم هم با اینکه خودشون خیلی حال و روز خوشی نداشتند وقتی دلسوزی بچه های ما رو می‌دیدند، بهمون می‌گفتند : کمرت درد نگیره مواظب باش یا برامون دستکش می‌آوردند که دستمون اذیت نشه، یعنی یکی از بیرون ببینه فکر میکنه ما فک و فامیلیم و با هم آشناییم ... بعدشم اضافه می‌کنه که ممکنه تو خانواده پدر و مادر سر شما داد بزنه، از پدر و مادرت که ناراحت نمیشی، ناراحتی ما اونجاست که یک خانم جوان با سر و صورت خاکی از یک خونه با عصا داره میاد بیرون 💔 ناراحتی ما فقط از این چیزاست اما اگر حجم کارمون زیاد بشه، بهمون توهین کنند ما اصلا ناراحت نمیشیم... پرسیدم از خانواده ات خبر داری؟ گفت دو سه روزه بی خبرم، گفتم الان زنگ بزن مامانت، گفت خیلی شاکیه، نه آبروم می‌ره گفتم زنگ بزن عیب نداره. مقاومت میکرد، کیه که جرأت کنه بعد چند روز پیچوندن، زنگ بزنه مادرش؟ مقاومت بی فایده است و زنگ میزنه بوق اول که میخوره میگه یا ابالفضل الان چی میشه ؟ 😰 صورتش سرخ شده ما می‌خندیم به استرسش ... مادر گوشی رو برمیداره، جواد یک سلام مجلسی عرض می‌کنه خدمت مادر مادر گوشی رو برمیداره و میگه : بله 😒 ؟ جواد می‌گه: مامان جان، سلامون علیکم 😬 مادر هم جواب میده : علیک سلام ☠️ جواد سریع میزنه کانال ترکی: مامان جان، منن موصاحبه ایلر... بهش میگیم عه فارسی بگو! @hariradeli
هدایت شده از حریر عادلی
خلاصه گرا رو ترکی میده... بعد به فارسی میگه : مامان جلو دوربین قول دادم امشب دیگه میام. مامانش هم میگه: ایشالله 😏 ( که یعنی ببینیم و تعریف کنیم) به جواد آقا میگم از مادر بپرس ببین ازت راضیه؟ مامان خانم میگه گوشی رو بده اون خانم تا بهش بگم راضیم یا نه 😏😏 گوشی رو میگیرم، میگم حاج خانم، نجورسن؟ ترکی جواب میده، میگم ببخشید همینو بلدم فقط حالم رو می‌پرسه 😙 تشکر میکنم و میگم از آقا جواد راضی هستین ؟ میگه خدا راضی باشه، میگم خدا که راضیه، شما چی؟ میگه آره منم راضیم، کار بدی نمیکنه که به ایران کمک می‌کنه، بعد میپرسم دلت براش تنگ نشده ؟ میگه چرا؟ جواد چشماش رو از ما میپوشونه، میخواد اشکش رو نبینیم، مادر میگه باید طاقت بیاریم دوری بچه ها رو که ایران رو بسازیم... از مادر تشکر و خداحافظی می‌کنم و آقا جواد گوشی رو میگیره و اونم خداحافظی می‌کنه از مادر، حتم دارم دلش برای بوی غذای خونه هم حسابی تنگ شده. دیگه آخرای مصاحبه است. بهم میگه یه خانمی بود که روز اول رفتیم بهش کمک کنیم گفت : شما از این بچه ها نیستین که شبا برید تو خیابون و شعار بدید، ها؟منم میخواستم حتما کارش رو انجام بدم، گفتم نه نه! ما آنقدر کار میکنیم شبا می‌خوابیم 😃 البته دروغ نگفتم، شبا آنقدر خسته میشیم که دیگه میفتیم یه گوشه. آخرش که کارش رو تحویل دادیم همین خانم بهمون گفت که: ما فحش می‌دیم به این بچه بسیجی ها و حزب اللهی ها ولی آخرشم همینا به داد ما میرسن بعد بچه ها گاهی باهاش حرف می‌زدند، فحش میداد و می‌گفت من مخالف این بسیجی ها هستم ولی مثلا این آقا خوبه. بچه ها می‌گفتند خب این آقا بسیجیه! می‌گفت : من نمیدونم، این آقا خوبه... بعد اضافه میکرد انگار قبلاً مردم تصور می‌کردند گروه های جهادی گزارش سازی و ظاهر سازیه، ولی بعد از جنگ نگاه خیلی ها عوض شده. پرسیدم تلخ ترین لحظه تو این چند روز چی بود؟ جایی که دلت شکست چی بود؟ گفت یه ساختمون بود، مال یک مادر و دختر، فقط همین خونه رو داشتند، این مادر از قبل انقلاب کلکسیون کارت دعوت عروسی داشت، وقتی خونه اش خراب شد، به ما گفت که: فقط این عکس ها و آلبوم ها رو پیدا کنین، ما خیلی تلاش کردیم، قسمتی از این کلکسیون رو پیدا کردیم ولی همه اش پیدا نشد چون انفجار اونقدر بزرگ بود که اثاث سه تا خونه با هم قاطی شده بود، من اونجا شرمنده شدم، وقتی اینهمه تلاش کردیم ولی چیز زیادی از اون کلکسیون رو نتونستیم بهشون برگردونیم، پرسیدم: بچه ها شکایتی نکردند که الان مردم پیکر عزیزانشون زیر آواره، بعد ما بریم دنبال عکس ؟ گفت : کار ما اینه کوچکترین دغدغه مردم رو رفع کنیم، اون مادر همه دنیاش همین کلکسیون بود و ارزش معنویش میتونست کاری کنه به زندگی برگرده، دلمون میخواست همه کلکسیون خاطراتش رو از زیر آوار بیاریم بیرون اما نتونستیم و این برای من تلخ ترین لحظه این روزها بود... @hariradeli
هدایت شده از حریر عادلی
مردم عراق برای حمایت از ایران با هشتگ ، در حال تحریم کالاهای کشورهای عربی و تبلیغ کالاهای ایرانی هستند: «کالای ایرانی بخر و از عقیده ات دفاع کن» + از توییتر @hariradeli
هدایت شده از حریر عادلی
🔺فوری: جنگنده‌ها در آسمان اصفهان؟ پس مراقب حرف‌زدنمان درباره انفجارها باشیم 🔹کل داده‌های فضای مجازی داخلی و خارجی توسط موساد ارزیابی می‌شود. در این زمینه تفاوتی میان گروه‌های واتساپ و تلگرام و ایتا و بله وجود ندارد. این کار با کدهای خودکار است. 🔹گاهی اوقات انتشار یک داده بسیار جزئی مانند احساس لرزش در خانه در اثر انفجار، کمکی بزرگ به سرویس‌های اطلاعاتی برای افزایش کارایی بمب‌هایشان می‌کند. 🔹کاربر می‌نویسد: «چقدر لرزشش زیاد بود!» هوش مصنوعی با کنار هم قراردادن اطلاعات محل سکونت این کاربر، فاصله او با محل انفجار و توصیف او درباره نوع احساس انفجار و مقایسه این نظر با نظرات سایر کاربران به یک نتیجه قطعی درباره نحوه عملکرد بمب یا موشک می‌رسد و آن را در حمله بعدی ارتقا می‌دهد. 🔷 حتی گاهی یک کانال اشتباه امنیتی می‌کند مطلبی را قرار میدهد، با تذکر بعدا کلمه ای را پاک می‌کند ولی ما همان را نشر می‌دهیم یا در گفت وگو ها تکرار می‌کنیم. 🔷 یا بعضاً ممکن است عمدا در اطلاع‌رسانی غلط اعلام شود، و ما تصحیح میکنیم و آنوقت در خیلی عوارض جنگ شریکیم 🔹گاهی اوقات هوش مصنوعی با چند میلیارد داده از این دست، منتظر یک داده دقیقتر است که شما آن را در گروه‌ها منتشر می‌کنید. این داده شما، جورچین بزرگ را کامل می‌کند. در منطق کلان‌داده(بیگ‌دیتا) تک تک داده‌ها اهمیت دارند. 🔹رزمندگان اسلام در یمن با سکوت کامل درباره زمان و مکان انفجارها، تاکنون توانسته‌اند آمریکا را در تاریکی کامل اطلاعاتی قرار دهند. مراقب حرف‌زدنمان باشیم! راستی در گروه های محلی مان هم اسراییل گوش دارد! آدمهای همیشه ترسو و پر سوال! از اینکه خونه شمام لرزید و این دیگه چی بود و سردار فلانی کجا بودن که شهید شدن و چقدر کشته آوردند بیمارستان ما و .... اینها را مشکوک باشید و با عذرخواهی در صورت تکرار افراد را از گروه حذف کنید @hariradeli
هدایت شده از مؤمنات ࣫͝
‌دو هفته پیش در ایست و بازرسی در ‌بحرین به جرم حمایت از ‌ایران دستگیر شد و در پی شکنجه‌های رژیم آل‌خلیفه به شهادت رسید؛ شهید سید محمد موسوی :)
هدایت شده از مؤمنات ࣫͝
10.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
احساس میکنم ورژن کوچیکه حسین طاهریه