eitaa logo
پناهگاه نویسنده ها؛
57 دنبال‌کننده
247 عکس
40 ویدیو
0 فایل
بیرون باران می آید تو خسته به دنبال سرپناهی هستی که ناگهان کتابفروشی قدیمی را میبینی و به سمت آن می روی. عطر چای و کتابان قدیمی در کتابفروشی پیچیده است "نگران نباش. برایت یک لیوان چای میاورم. هر کدام از کتاب هایی را که می خواهی بردار و بخوان".
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
کل اینجا شده میا(خوشحالم)
پناهگاه نویسنده ها؛
تنها چرا، وقتی کتابی رو زندگی میکنی ،سخته ولش کنی))):
و وقتی عاشق شخصیت های کتاب بشی،حس میکنی دلتنگ کسی شدی که هیچ وقت از نزدیک ندیدیش.
"ترسیدن ها و ندونستن ها"