eitaa logo
پناهگاه نویسنده ها؛
91 دنبال‌کننده
154 عکس
91 ویدیو
0 فایل
بیرون باران می آید تو به دنبال سرپناهی هستی که ناگهان کتابفروشی قدیمی را میبینی و به سمت آن می روی. عطر چای و کتابان قدیمی می آید. " برایت یک لیوان چای میاورم. هر کدام از کتاب هایی را که می خواهی بردار و بخوان"
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/bookamaya اینجا محافظه😭
໒ ིྀ ´ ᵕ `᮫ ა 𔘓 ʚ꒰ 𔘓 ◜ᵕ◝ ꒱ɞ شما اگه یه کلمه بودید : قهوه کتاب : ابری به شکل انبه /تک جلدی /نشر پرتقال خلاصه: میا وینچل در ظاهر شبیه بچه های عادی است...اما خودش می‌داند با معمولی بودن خیلی فاصله دارد‌. او یک راز بزرگ دارد؛ صداها،اعداد و کلمات برایش رنگ دارند . هیچ کس از این راز خبر ندارد و میا هم دلش نمی‌خواهد به کسی بگوید ...اما وقتی توی مدرسه به دردسر میوفتد مجبور می‌شود قابلیتش را فاش کند . او باید یاد بگیرد که خودش را همینطور که هست قبول کند،وگرنه همه چیزهای مهم زندگیش را از دست میدهد 🌞برای : یوکی عزیز 🌞از طرف : اسکارلتِ اُتاقَکِ مَخفی
تشکر از اسکارلت عزیز😭😭
نمیدانم،شاید عشق تو همان بارانی بود که آن صبح بارید و من با صدای آن از خواب بیدار شدم.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
امیدوارم هرگاه به آسمان خیره میشوی،آسمان آبی را ببینی،نه دود ماشین هارا.