گفت : خدا هرکس را خواست بزرگ کند، قبلش بی اندازه به او رنج داد و او را شکست و او را گریاند و او را ناامید کرد. درست میگفت! بزرگترین موفقیتهای جهانم را بعد از گریههای طولانی و ضربههای عمیق و رنجهای طاقتفرسا به دست آوردم. اینجوری بود که من از درد گمان میکردم کمرم شکسته، اما این درد، شکافی بود که از آن بالهای پروازم جوانه زدهبود! من بلند شدم و اوج گرفتم، درست همانجا که زانو زدهبودم و تا حد مرگ میگریستم... من به دست آوردم، همانجا که گمان میکردم از دست دادهام! و به دستنیافتنیترین و ارزشمندترین مقصدهای ممکن رسیدم، درست همانجایی که بدون نقشه به راه افتادهبودم و مسیر را گم کردهبودم...
نگران شکستها و بدخواهی و آزارِ آدمها نباش و پناه ببر که خداوندی که همیشه به موقع از راه میرسد و برای تو جبران میکند...
#نرگسصرافیانطوفان🌬
@boookmark
مولانا از شمس پرسید:
چگونه دوست شفیق بیابم؟
شمس پاسخ داد:
با خود چنان باش که وقتی آیینه را مقابلت گرفتی، نیازی به دوست نبینی🧍🏻♀🪞
@boookmark
@CityOfBooks یاقوت سرخ.pdf
حجم:
2.5M
کتاب رمان یاقوت سرخ اثر کرستین گییر دربارهی دختری به نام گوئنت شپرد است که برای مدت شانزده سال، برای سفر زمان آموزش دیده و آماده شده است...
@CityOfBooks سندیتون.pdf
حجم:
4.7M
در این کتاب، داستانی انگلیسی متعلق به قرن نوزدهم میلادی درج شده است. «شارلوت» جوان که به دعوت خانوادة «پارکر» از «سندیتون» دیدن میکند، مسحور زیباییهای آن منطقة در حال رشد گردیده است. او در این سفر با جوانی شاداب و پرانرژی به نام «سیدنی» آشنا میشود. با وجود توجه فراوان سیدنی به «شارلوت» دختر احساس میکند که جوان او را فقط برای وقتگذرانی میخواهد و علاقة چندانی به او ندارد. پس از بازگشت شارلوت به نزد خانوادة خویش، روزی سیدنی بدون اطلاع قبلی به خانة آنها رفته و بیهیچ مقدمهای از شارلوت خواستگاری میکند.