و روزی رسید که خودم را در آغوش گرفتم.... نه برای اینکه کامل بودم نه برای اینکه بی نقص شده بودم! بلکه چون فهمیدم هیچ کس جز خودم نمی تواند زخم هایم را التیام دهد.. تمام عمر به دنبال کسی بودم که دوستم داشته باشد، که مرا درک کند که جای خالی عاطفی را پر کند اما آن روز حقیقتی عمیق در دلم جوانه زد: من خودم همان عشقی هستم که همیشه به دنبالش بوده ام.. از آن لحظه، دیگر منتظر نبودم. دیگر برای تأیید دیگران خودم را تغییر ندادم. دیگر خودم را در آینه سرزنش نکردم. یاد گرفتم که با همه ی ضعف ها و ترس هایم با همه ی رؤیاها و شکست هایم خودم را بپذیرم خودم را در آغوش بگیرم، خودم را دوست داشته باشم🫂✨@boookmark
فهمیده ام که زندگی یعنی بتوانی خودت را سرگرم کنی سرگرم به کار به دلخوشی ها به تلاش به ارتقا به آدم ها و به عشق... فهمیده ام که بهترین حالت زندگی وقتی ست که تو آنقدر مشغولی که بیش از حد به موضوعی فکر نمی کنی و عمق هیچ چیزی را نمی بینی و در سیاهچاله ی هیچ اندوهی جا نمی مانی⭐️
@boookmark